هؤوله و قایغی

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:چهارشنبه 19 خرداد 1395-11:56 ب.ظ

در مکالمات روزمره مکرراً شنیده‌ام که هؤوله(hövle) را دقیقاً به معنی استرس و اضطراب به کار میرود. بدیهی است که کلمه با هول فارسی(دخیل از عربی) یکی است. جالب آن که ضمن معانی هول، "ترسِ بی دلیل، خوف، رعب، دستپاچه شدن(=هول شدن)و..." هم آورده‌اند. فرم کلمه در ترکی استانبولی havl و حتی havil بوده و تعبیر جان هؤولو(=از ترس جان، در تقلای نجات جان) هم در استانبول وجود دارد: can havlı. علاوه بر آن در لهجات محلی مشتقات فراوانی از کلمۀ مزبور وجود دارد. مثلاً هؤوول-هؤوول(hövül hövül) به معنی "دوان-دوان، شتابان" در آذربایجان به شکل هؤولو-هؤولو(hövlü hövlü) موجود است. تفاوت فرم باید ناشی از مقارنت دو حرف بیصدا باشد. در ترکی آذربایجان، ظاهراً *hövl+lü یا hövül+lü منشأ کلمه بوده است.علاوه بر کلمات فوق باید از هؤوله‌سک(hövlesek) یاد کرد که در حیدربابای شهریار هم شاهد دارد و به معنی "با عجله، سریعاً، به تعجیل" است. در این صفت، علی القاعده، یک فعل *hövl(e)semek مفروض است. پسوند –XsAmAQ که افعالی با مضامین مشابهت و desiderative میسازد، در جایی مستقلاً تحلیل خواهد شد ان‌شاءالله.

معادل ترکی هؤول/هؤوله، قایغی(qaygı) است که هنوز در بسیاری از لهجات محلی رواج دارد. مثلاً ضرب‎المثلِ معروف "کئچی جان هاییندا/هؤولونده‌دیر، قصاب اوندا[ن] پی آختاریر" را در میانه به شکل "کئچی جان قایغوسوندا،.." شنیده‌ام. قایغی از قادغو در ترکی قدیم متحول شده و خود باید از فعل قادماق "بازگشتن و پشیمان شدن" به اضافۀ پسوند –GU مشتق شده باشد. فعل قادماق به زعم کلاوزون فقط در دیوان لغات الترک کاشغری ضبط شده اما مشتقات همین فعل شواهد کثیر و وافری دارد. از همین فعل است قادیتماق به معنی بازگشتن که در فرم قاییتماق(=برگشتن، بازگشتن) هنوز در آذربایجان و آناتولی(و نه زبان مکتوب استانبول) رایج است. مشتق دیگر فعل قادینماق(=احساس ندامت کردن و پشیمان شدن) به مقیاس کمتری در آناتولی و آذربایجان در شکل قایینماق مشاهده می‌شود[1]. فعل قاییرماق(qayırmaq) که امروزه به معنی "ساختن و تولید کردن و مجازاً برقراری رابطۀ جنسی" است، از معنی اصلی فاصله گرفته است. در آناتولی قاییرماق (kayırmak) به معنی "مرحمت کردن، حمایت کردن، همّ و غمّ کسی را داشتن و نهایتاً به نفع شخصی پارتی بازی کردن" است و طبعاً از قادغورماق(qadġurmaq) ترکی قدیم متحول شده است. فعل مزبور هم از اسم قادغو(>قایغی) مشتق شده است. الکلام یجرّ الکلام و این رشته سر دراز دارد. به عنوان نکتۀ انتهایی اشاره کنم که قایرا(kayra) در ترکی جدید به معنی "لطف، عنایت، کَرَم، احسان" از همین فعل قاییرماق مشتق شده به اضافۀ پسوند –A. اما فونکسیون آن در این کانتکست شفاف نیست. ممکن است در اصل مدّنظر، شکل مدرن پسوند –xG باشد که در عموم مشتقاتش صدای ـغ/ـگ انتهایی ساقط شده است؛ مثلِ سوروغ(>سورو به معنی سؤال)، قاتیغ(>قاتی، به معنی غلیظ و ستبر)و.... در فلسفه قایراچیلیق معادل providentialism وضع و رایج شده است. قایرا اسم پسرانۀ محبوبی هم به حساب می‌آید.


[1]  تصور میکنم از اینجا می‌شود به سهولت اسم قایینج(qayınc) را ساخت به معنی پشیمانی و ندامت. گرچه برای این معنا کلمات ترکی دیگری از قدیم (مثل اؤکونچ) وجود دارد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo