دو توپونیم مغولی: ناوور، تموغه

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:جمعه 29 مرداد 1395-06:01 ب.ظ

یکی از توپونیم‌های نسبتاً رایج مغولی کلمۀ نووور(novur) یا ناوور(navur) و واریانت‌های رایج آن، نوهور (nohur) و نوئور(no'ur) است. مرحوم پروفسور احمد جعفراوغلو حداقل در دو مقاله("آذری لهجه‌سینده بعضی موغول عنصرلاری" و "آذری شیوه‌سینده نوهور و لاپ") از این اصطلاح مغولی بحث کرده است. فرم مغولی قدیمِ کلمه nagur بوده که با حذف سیستماتیک g، فرم na'ur حاصل شده و به دلیل اشکال در تلفظِ سکتۀ مغولی و صدای u در کنار a، فرم‌های جدیدی پدید آمده است. شؤنیگ(Schönig) در کتاب الفاظ مغولی دخیل در اوغوزی غربی، فرم نور(nōr) را برای آن از لهجات جبراییل، قازاخ و توووز، در معنای "آب پنیر" ذکر کرده است[1]. ناوور در مغولی به معنی دریاچه و استخر بوده و نمونه‌های فراوانی از این اسم در کتب تاریخی و آسیای داخلی و ترکستان وجود دارد. در کتب تاریخی عصر مغول، حداقل از دو ناوور سخن رفته؛ یکی چغان ناوور که دریاچه‌یی در جوار فراهان بوده و دومی دالان ناوور در قفقاز امروزی. چاغان(çağan) در مغولی به معنی "سفید" است و دالان به معنی"سدّ، دیوار و حائل". ظاهراً مراد از این دومی دریاچه‎یی با سدّ و آب‌بند بوده و محتملاً همان نوهور(nohur) است که نامش به صورت نوخور(noxur) هم ضبط شده(فرم روسی؟) و در منطقۀ قَبَله در جمهوری آذربایجان واقع شده و ناحیه‌یی توریستی و تفریحی محسوب می‌شود. با توجه به کثرت نسبی ناوورها، احتمالاً این اسم حداقل در مقطعی- وارد ترکی شده و رواجی یافته بود. مشهورترین ناوورها-حسب اطلاع- موارد زیر است:

1.نااور(naur?): اسم قریه و تالابی در نقطۀ مرزی با ترکیه از توابع چالدران که مطابقتش با اسم مزبور معلوم و واضح است.

2. نئورگؤلو: دریاچۀ مشهور و زیبایی در ارتفاعات باغرو واقع در 48 کیلومتری جنوب شرق اردبیل. تلفظ محلّی ظاهراً نوور(nour) است. اما محتملاً نووور(novur) شکل مرجّح خواهد بود.

3. ناور: اسمِ دشت و تالاب و بزرگترین ولسوالی در ولایت غزنی/غزنه که هزاره‌نشین است. املای رایج اسم، ناهور است. تبار مغولی هزاره‌ها امری مشهور و متّفق فیه است.

4. ناوور(navur): اسم روستایی از توابع استان تاووش(Tavush) ارمنستان. این اسم ممکن است با ناوور مدّ نظر ما، یکی نباشد.

5. ناوِر: اسم مکانی در روستای اُلنگ از توابع کردکوی استان گلستان.

بعید نیست-بویژه در سطح میکروتوپونیمی- ناوورهای دیگری هم وجود داشته باشد.

تموغه

اسم روستایی در سقز است، محالی که توپونیم‌های ترکی و مغولی فراوانی دارد. تصور می‌کنم منحصر به فرد باشد. مینورسکی(ص71) آن را اسم نویان(=شاهزاده) قبیلۀ بارین در عصر چنگیزخان می‌داند که ذکرش در جامع‌التواریخ هم مسطور است. این اسم ظاهراً چندان شایع نبوده و محتملاً در اصل این اسم علم و آنتروپونیم هم، همان تاموغای دخیل از ترکی باشد. تاموغا در اصل از تامغا/تمغا>دامغا اخذ شده و معنای آن "علامت و مُهر" است. تامغا به اشکال مختلف تحلیل شده. رونا-تاش متخصص فقید ترکی قدیم در مقاله‌یی بالنسبه قدیمی(1965) آن را دخیل از تامغا(ن) مغولی دانسته، اما عموماً با توجه به قدمت کلمه و گستردگی رواج آن در زبانهای ترکی، تامغا/دامغا را ترکی می‌دانند. نیشانیان ارتباط تامغا با فعلِ تامماق(=چکیدن، تراویدن) را جدّی نمی‌داند. اما مارسل اردال استدلال می‌کند که در گذشته هم-همانند پُلمب کردن یا مُهر و موم کردن حالیه- امتعه و مال‎التجاره را در مقابل دستبرد سارقان و راهزنان و و ناخنک زدن کاروانیان با این شیوه حفظ می‌کردند. تامغا با فعلِ تامدورماق(=سوزاندن) هم مرتبط شده-به دلیلِ آنکه "داغ کردن" روشی معمول برای مُهر زدن/تمغا زدن بوده است. می‌دانیم تمغاها در اصل علائم و سمبل‌های قبایل بودند و بر بدن احشام آنان، سنگِ مزارات، سرحدات ایلات، بالبالها و نظایر آنها، حکّ می‌شدند. به احتمال زیاد، یک کاربرد آن، به مرور رواج عام یافته و مجرّد شده است.

در مغولی توموغا(tomuğa) هم وجود دارد که در متون فارسی هم ضبط شده و به معنی کلاه عقاب/شاهین و به طور کلّی جوارح بوده است. قبول این منشأ برای برای توپونیم مانحن فیه، با مشکلات مورفولوژیک مواجه است.



[1]  در اینجا ممکن است با واریانتی محلی از لور(lor) که نوع معروفی از پنیر است، مواجه باشیم و نه فرم contraction ناوور.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo