تبلیغات
قوپونتولار: تورکجه اوزرینه دوشونمه لر - انعکاس تصوف در توپونیمی: زاویه، خانقاه، صومعه (2)

انعکاس تصوف در توپونیمی: زاویه، خانقاه، صومعه (2)

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:سه شنبه 2 شهریور 1395-04:53 ب.ظ

3. صومعه: که تلفظ محلی و ترکی آن سوما(suma) است در اصل به دِیرها و محلهای زندگی راهبان و تارکان دنیای مسیحی اطلاق می‌شده، اما اطلاق آن به خوانق و زوایا و تکایای دراویش هم سابقۀ دیرینه دارد. به نظر میرسد که رواج این اسم حتی از خانقاه و زاویه هم بیشتر باشد؛

1.      روستای صومعه دل روستاهای ورزقان(احتمال دارد صومعۀ مدّ نظر ما نباشد)

2.      دهی از توابع هریس اهر

3.      قریه‌یی از توابع چاراویماق

4.      روستایی از توابع کلیبر

5.      دو روستای تابعۀ سراجوی مراغه

6.       دهی از توابع عجب‌شیر

7.      قریه‌یی تابعۀ هروآباد خلخال(موسوم به صومعه رودبار)

8.      سه قریه‌ از توابع سراب(موسوم به صومعۀ زرین، صومعۀ خطّاب و صومعۀ ملکشاه)

9.      قریه‌یی از توابع ترکمانچای میانه

10.  صومعۀ یاغبستلو(یاغی‌باستی‌لی) که قشلاق ایل چلبیانلو بوده است.

علاوه بر اینها صومعه‎هایی در خراسان(از توابع فریمان، سبزوار و نیشابور) وجود دارد. به هر حال مشهورترین توپونیم "صومعه"دار، صومعه‌سرا در گیلان‎زمین است.

واژۀ مغولی سومه(süme) به معنی معبد یا کلیسا محتملاً از همین صومعه اخذ شده. لفظ سومه بویژه در اسم اولون سومه(Olon süme) در مغولستان داخلی شهرتی دارد. سایت مزبور شهری مسیحی و متروکه بوده که سکنۀ آن مغولان ترک‌مآب و ترکی‌زبان بودند.

صومعه در متون عثمانی(savmia) اختصاص به صوامع مسیحی داشته و البته در دوران‌های متأخر لفظ ماناستیر(manastır) مأخوذ از یونانی رایج‌تر شده و جای آن را گرفت. این نکته را هم اشاره کنم که در برخی موارد ممکن است، صومعه به دلیل شباهت با لفظی قدیمی‌تر و متعلق به زبانی دیگر، به این نقاط اطلاق شده باشد.

وجود این همه اعلام جغرافیایی صوفیانه، حکایت از رواج تصوف در قرون و اعصار خالیه دارد و شواهد متعددی هم این رونق را تأیید می‌کند؛ صفوه‌الصفای ابن بزّاز گوشه‌یی از این گستردگی میدان صوفیان را نشان می‌دهد. در اینجا می‌خواهم توجهات را به اثر دیگری جلب کنم که کمتر مورد عنایت قرار گرفته است؛ روضۀ اطهار اثر ملا محمدامین حشری تبریزی که به بیان مزارات اولیاء و عرفاء و پیران صوفیه در تبریز و توابع اختصاص دارد[1]. در این اثر تعداد قابل توجهی از مدفونین و مراقد متعلّق به افراد غیرمحلّی و مهاجر و بالاخص از ناحیت گیلان ذکر شده که ضمن دلالت بر رونق تصوف در منطقه، نشان می‌دهد که احتمالاً این مهاجرین و صوفیان سرگردان با خود عناصر فرهنگی خویش را هم انتقال می‌دادند و محتملاً چندین سنّت صوفیانه در کنار هم و به موازات یکدیگر به حیات خود ادامه می‌دادند. لذا وجود اسامی صوفیانه مزبور در سراسر آذربایجان امری مورد انتظار است.



[1]  ملامحمدامین حشری تبریزی، روضۀ اطهار(مزارات متبرّکه و محلات قدیمی تبریز و توابع)، به تصحیح و اهتمام: عزیز دولت‎آبادی، تبریز: ستوده، 1371.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo