قراناس و قره‌ناز

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:یکشنبه 7 شهریور 1395-11:05 ب.ظ

اسامی جغرافیایی و توپونیم‎ها چه رازها که در دل خود نهفته دارند! در این باب مطالبی نوشته‌ام و ان شاءالله خواهم نوشت. اسم قره‌ناز در ابتدا توجهم را جلب نکرده‎ بود. هنگامی که در متون تاریخی با اسم قراوناس روبرو شدم، جرقه‎یی در ذهنم زد. با تفحص و کاوش بیشتر، به نظرم روابط و ابعاد مسأله آشکار شده است. ابتدا، داده‌های توپونیمیک را مرور کنیم:

1.      قرناس: طایفه‌یی از ایل گوکلان ترکمن و دهی از توابع گنبدکاووس

2.      قراناس: قریه‌یی از توابع انگوران شهرستانِ ماهنشان. املاهای قره‌ناز و قره‌ناس هم برای این اسم رواج دارد.

3.      قره‌ناز: روستایی از توابع جلفا که تصور می‌رود مقبرۀ جرجیس نبی در آنجا باشد.

4.      قره‌ناز: دو روستا با القاب قره‎ناز سلفی و قره‌ناز علیا از توابع مراغه. در عین حال قره‎ناز اسم یکی از دهستانهای مراغه بوده و یکی از تازه‌کندهای مراغه، به تازه‌کند قره‎ناز معروف است.

5.      قره‌ناز: دهی از توابع دهستان چمن و بخش تخت سلیمان تیکان‌تپه.

6.       قره‌ناز: قریه‌یی ترکمن‌نشین و شیعه‎مذهب در اطراف توزخورماتو'ی عراق. احتمال آن وجود دارد که "قره‌ناز"ها یا واریانت‌های دیگری از این اسم در عراق وجود داشته باشد. استقصای کافی نکرده‌ام.

تصور می‌کنم که این اسامی همگی انعکاسِ اسم قبیلۀ معروف مغول، قاراناوس(Qaraunas) باشند. می‌دانیم که این اسم املاهای متنوعی داشته، و به صورت قروناس هم ضبط شده است. قاراوناس‌ها، عمدتاً به سکونت‌شان در کرمان و اشتغالشان به قطع طریق در آن حوالی شهرت داشتند. مارکوپولو از این قاراوناس‌ها یاد کرده است.

احتمالاً اکثر قاراوناس‌ها در اولوس چاغاتای بوده و مسلمان شده بودند. همین قاراوناس‌های مسلمان بودند که به تکوین دولت اسلامی در شبه‌قاره هند کمک کردند. اما گروهی از آنها که با اسم نگودریان هم شناخته می‌شدند در عراق عرب ساکن بودند و در سیستم‌ِ موسوم به تاما/تامما(tamma) که عبارت از سیستم چاپاری و خبرگیری مغولان بوده، اشتغال داشتند. در این باره تحقیقاتی هم صورت گرفته است[1]. دربارۀ تکوین قومیت (اتنوژِنِز) قاراوناس‌ها، اوژن اوبن مقاله‌یی نوشته است. اما هنوز هم این امر کاملاً روشن و معلوم نیست[2].

 در باب اسم باید گفت که سکتۀ موجود در کلمه، می‌تواند اشاره به حذفِ  ϒ داشته باشد،؛ اما ضمن بازسازی کلمه با ϒ به فرم *قاراغوناس می‌رسیم و اگر س/s انتهایی را علامت جمعِ (نادر) در مغولی محسوب کنیم، قاراغونا خواهیم داشت که اسم گیاه معروفی است(نخود درختی/Pea shrub) و در السنۀ اروپایی هم با نام Caragana شناخته می‌شود. اما اطلاق چنین اسمی به یک قوم غیرعادی و غیرمحتمل است. از اشارات تاریخ رشیدی تألیف حیدر میرزا دوغلات برمی‌آید که مغولان رقبا و دشمنان خود در آسیای مرکزی را-در قرن شانزدهم میلادی- قاراوناس‌ می‌نامیدند و از آن مرادشان "غیرخالص، مختلط و ناسره" بوده. می‌دانیم که قبایل و عشایر و حتی ناسیونالیست‎های مدرن، به خلوص قومی خویش مباهات کرده و می‎کنند. لذا این ایدۀ شایع که  قاراوناس‌ در اصل به معنی "آمیخته و مختلط" است، قوّت می‌گیرد. احتمالاً این مغولان با ترکان آسیای مرکزی اختلاط و امتزاج داشتند و حداقل در عصر تیموری ترکی‌زبان بودند. باری فعلِ منشأ کلمه می‌تواند با قارماق ترکی مرتبط باشد.

توجیه و تبیینِ تبدیل قاراوناس‌ به قاراناز>قره‌ناز دشوار نیست و با حذفِ سکته، و سپس مشتبه شدن کلمه با قارا/قره در ترکی، چنین فرمی به سهولت حاصل می‌شود. از سوی دیگر، اگر س/s انتهایی را-بنا به دلیل فوق‌الذکر-قابل حذف بدانیم، فرم قارانا در دست خواهیم داشت که چندین توپونیم مشابه آن در اختیار داریم.

1.      قره‌ناو: دهی از توابعِ فیض‌الله بیگی سقز که بنا به قول دهخدا، ظاهراً آن را به سیاه‌ناو تبدیل کرده بود. وسوسه می‌شوم که سیاناو'های مریوان و کامیاران را هم ترجمه‎های عامیانه از "قره‌ناو"های قدیمی بدانم. در این باره احتیاج به اسناد و وثائق قدیمی وجود دارد.

2.      قره‌ناو: محله‌یی در داخلِ شهر تیکان‌تپه. محتملاً در سابق روستایی بوده. قریه‌یی قره‌ناز نام هم در این شهرستان هست چنانکه ذکرش رفت.

3.      قارنا: روستایی کُردنشین از توابعِ نقده که به علّتِ حوادث خونبار سالهای اوّل انقلاب، شهرتی دارد. نمی‌دانم که آیا "قارنه"(دهی از توابعِ جرقویه اصفهان) هم می‌تواند ربطی به اینجا داشته باشد یا نه؟

 با این تفاصیل عناصر و نقاط جدیدی به اطلس سکونت مغولان در منطقه افزوده می‌شود.

 

 

 



[1]  علیرضا کریمی ، توحید شریفی، "قراوناس عراق وی نقش ها آن در تحولات عصر ایلخانی"، در: پژوهش های تاریخی (مجله دانشكده ادبیات و علوم انسانی اصفهان)، بهار 1391 , شماره پیاپی 13:صص112-95.

 

[2]  Aubin, "L'Ethnogenese des Qaraunas", Turcica, 1 (1969).

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
محسن
سه شنبه 9 شهریور 1395 11:53 ب.ظ
سلام اردم بئی یازیلاریز اوچون تشکور ائلیرم... منجه قوروت کلمه سی ایکی بولمه دن دوزه لیپ: (قورو )و (ت)اکی.بو(ت)اکی بوکلمه ده تورکیه ده کتیبه آنلامیندا ایشله نن( یازیت )کلمه سی کیمی دیرلندیریلمه لی دیر.یوخسا هر ایکیسی ده فرقلی بیر اشتقاق ساییلیرلار؟؟؟
2.توتون کلمه سی من بیلن توت(tüt)و اون اکیندن دوزه لیپ...سورون(sorun) و اورون(ürün)کلمه لری ده اوناتای تحلیل اولونور یوخسا فرقلری وار.
واراولون
پاسخ محمد اردم : سلام
یازیت، سورون یئنی کلمه دیرلر، اما یازدیغینیز کیمی اک لری بیردی. اورون باشقالاری و اسکی اورونگ دن گلیر. توتون کلمه سی نین تحلیلی نی باشقا بیر یئرده ده یازمیشام.
ساغ اولون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo