از اربط تا هارباتان

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:سه شنبه 13 مهر 1395-09:21 ب.ظ

در امپراتوری مغول، سازماندهی قشون براساس سیستم ده‌تایی بود؛ در این مدل به هر دستۀ ده نفره "آربات" اطلاق می‌شد و هر ده آربات "زوت/جیغاووت(Cigautzuut/)" خوانده می‌شد و الی آخر.. کلمۀ آربات در اصل مشتق از آربا(ن) (Arba(n)) مغولی به معنی عدد "ده" است. به نظر می‌رسد که به دلیل وفور و حضور این "یگان‌های ده نفره"(در متون فارسیِ آن عصر: دهه) تعداد زیادی اَعلام جغرافیایی به شکل آربات و یا نظایر آن بر جای مانده است که مهم‌ترین آنها حسب احصای احتمالاً ناتمام، به قرار زیرند:

1.      آربات: اسم ناحیه‌یی تاریخی در مرکز مسکو، همچنین اسم خیابانی مشهور در همین شهر. میدان آرباتسکایا، متروی آرباتسکایا هم در مسکو جزئی از مراکز مهم و حتی سمبولیک شهرند. براساس مندرجات ویکیپدیای انگلیسی سه اتیمولوژی مهم برای این اسمِ قدیمی(حداقل از قرن پانزدهم میلادی این اسم در اسناد و مدارک آمده) مطرح شده است؛ ارباض عربی(ظاهراً جمعِ ربض) به معنی حواشی شهر که بعید است صدای ض به ت تبدیل شود. ضمن آنکه رواج این کلمۀ عربی کلاسیک و قدیمی در آن زمان و آن صفحات محتاج شواهد است. دوّمی آربا(<آرابا) به معنی گردونه و گاری که در آن صورت تاتاری خواهد بود. اما ابهام در پسوند ـت است که منشأ و فونکسیون آن نامعلوم است. اتیمولوژی سوم روسی است و ظاهراً محل اعتنا نبوده و اهل علم منشأ غیر روس را محتمل‌تر دانسته‌اند. باری تصور می‌کنم که آربات مذکور در بالا به معنی "واحد ده نفرۀ نظامی" و توسعاً "محلِّ استقرار نیروی ده نفره" اتیمولوژی موجّه و معقولی می‌نماید و نشان می‌دهد که این نقطه ابتدا "اردوگاه" کوچکی بوده است.

2.      آربات: قریه‌یی از توابع استان آرارات ارمنستان.

3.      اربط: قریه‌یی از توابع شهرستانِ چاراویماق.

4.      اربط: روستایی از توابع دهستان گنبرف شهرستان اسکو.

5.      اربط علیا و اربط سفلی : دو قریۀ تابعه بخش باروق و دهستان آجرلوی شرقی شهرستان میاندوآب.

6.       اربط دهی از توابع دهستان غنی بیگلوی زنجانرود. ظاهراً تلفظ محلّی اربند هم برای آن وجود دارد که علی‌القاعده صامت ـن بعدها و با تبدیل ت به د وارد کلمه شده(epenthesis) است. مثلِ مملکند <*مملکد<مملکت.

7.      اربط‌دره: دهی از توابع ضیاء آباد شهرستانِ تاکستان و دهستان دودانگه. این اسم به صورت آرپادره هم ضبط شده است. احتمالاً به دلیل آنکه "آربات" مفهوم نبوده، به آرپا(دره)، مبدل شده است.

8.      ارباط: روستایی در جوار میانه و نزدیک سبیز.

هیچ بعید نیست که آربات‌های دیگری هم باشد که از قلم افتاده‌اند. در کنار تعداد قابل توجه آربات‌ها، چند نمونه "آرباتان" هم وجود دارد. این کلمه در سنگلاخ با فرم "هرباتن" چنین ترجمه شده است:"صده و دهۀ خاص لشگر را گویند"(ص215). ظاهراً برای میرزا مهدی خان کلمه شفاف نبوده است. زیرا آرباتان و هارباتان کلمۀ رایجی در آن دوران نبود. باری گویا در متون چاغاتایی هارباتان به "دستۀ صد نفره" و مجازاً "تعداد زیاد، انبوهِ جمعیت" هم اطلاق می‌شده است. از این اسم هم چندین توپونیم سراغ داریم:

1.      آرباتان: قریه‌یی از توابع شرور در ساحل راست آرپاچای در جمهوری خودمختار نخچوان.

2.      آرباتان: روستایی از توابعِ رایونِ سالیان در ساحل راست رود کور/کُر.

3.      اربطان: دهی از توابعِ دهستان ذوالبین بخش یامچی شهرستان مرند.

4.      اربطان: قریه‌یی تابعِ بدوستان غربی بخشِ خواجه شهرستات هریس.

به نظر می‌رسد که حداقل برخی از این اسامی در تلفّظ محلی واریانت هارباتان دارند. حال لازم است اشاره کنم که منطقۀ کوچکی به نام هارباتان(Harbatan) هم در مغولستان داخلی وجود دارد.

در آناتولی به صورت محدودی-ظاهراً در ارزروم و احتمالاً نقاط همجوار، زیرا که در فرهنگِ تیتسه نیامده است-آرباتان معنای "بی‌عار و بی‌شرم" هم یافته است. احتمالاً این معنا ثانوی است و حاصل تحلیلِ عامیانۀ کلمه و مرتبط ساختنش با آر<عار.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo