مرگن، مرکید، قالقاچی

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:پنجشنبه 15 مهر 1395-06:27 ب.ظ

مرگن از توپونیم‌های مغولی جالب توجه است. مینورسکی به وجود سه مرگن در بخش قراقویون از توابع شوط اشاره می‌کند. امروزه مرکز این بخش شهر مرگنلر است که دارای محلّات آشاغی مرگن و یوخاری مرگن است. اما باید به نکتۀ مینورسکی بیفزاییم که حداقل چهار مرگن در این ناحیه وجود داشت: مرگن عزیرآباد، مرگن اسماعیل کندی، مرگن قدیم و مرگن وسط. براساسِ مصوبۀ وزارت کشور (در سال 1386)، از ادغام چهار مرگن فوق، مرگنلر به وجود آمده است.

مرگن(mergen) را مینورسکی "شکارچیِ ماهر" ترجمه کرده که یکی از معانی کلمه در مغولی است. معنای دیگر آن "حکیم، عالم" است. این نکته که معنی اصلی و بنیادینِ کلمه چه بوده، محل بحث است. استاروستین و همکارانش "تیرانداز ماهر" را معنی اوریژینال تلقی کرده و برایش اتیمولوژیِ آلتاییک پیشنهاد کرده‌اند(مقایسۀ آن با بوری(büri) ترکیِ قدیم به معنی "قطعۀ انتهایی نوکِ پیکان که وارد تیر می‌شود"). دؤرفر معنی "ماهر" را اصلی می‌داند و "تیرانداز ماهر" را مشتق از آن. به همین دلیل هم پیشنهاد اتیمون هندواروپایی(سانسکریت) توسط فاسمر را تأیید نمی‌کند و در باب اتیمولوژی آن هم نظری قطعی ابراز نمی‌کند. تردیدی نیست که کلمه از مغولی به زبان‌‎های مجاور راه یافته است. در زبان مانچو، مرگن به معنی "صیّاد و ماهیگیر ماهر"، دخیل از مغولی محسوب می‌شود. به هرحال رواج مرگن در ترکی آلتایی و اطلاق آن به یکی از خدایان در اساطیر این قوم، حادثه‌یی متأخر باید محسوب شود. الفاظ مغولی دخیل در آلتایی فراوان است. مرگن در زبانهای ترکی و بویژه چاغاتایی رایج بوده و تحوّل معنایی هم یافته است. مثلاً میرزا مهدی خان در سنگلاخ، مرگن را "تفنگچی را گویند"(ص243) معنی کرده است. وجود این تعداد روستا، به اسم مرگن، آن هم در جوار هم، حکایت از وجود گروه یا قومی با این اسم یا لقب دارد.

مرکید/مرگید را جمع مرگن محسوب می‌کنند که جمعی استاندارد در مغولی کلاسیک است؛ مرکیت قبیلۀ مغولی بزرگ و معروفی بوده و قبل از ورود چنگیزخان و لشگریانش به مغولستانِ فعلی، در آن نواحی روزگار می‌گذراندند. در فتوحات مغولات هم مکرراً با این قبیله مواجه می‌شویم. باری در توپونیم‌های آذربایجان، چندین نمونه مرگید/مرکید/مرکیت وجود دارد که دلالت بر سکونت و حضور اعضای آن قبیله در این صفحات دارد؛

1.      مرکید: قریه‌یی از توابع دهستانِ ذوالبین یامچیِ مرند.

2.      مرکید مشهور به مرکید خرابه/خرابه مرکید؛ روستایی در همان بخشِ مرند.

3.      جزیرۀ مرکید؛ یکی از جزایر دریاچۀ اورمیه

4.      مرکید: دهی از توابع دهستانِ بدوستان غربی بخش خواجۀ هریس.

5.      مرکید: اسم محله‌یی در وایقان شبستر که محتملاً در سابق روستایی مستقل بوده است.

6.       مرکید: اسم منطقه‌یی کوهستانی در حاشیۀ روستای قالقاچی/قلقاچی از توابعِ بخش انزل شهرستان اورمیه.

مینورسکی(احتمالاً به دلیل قلّت ماتریال‌هایی که در اختیار داشت) فقط از مرکید مرند و هریس یاد کرده است. با عنایت به موارد فوق‌الذکر، میزان قابل توجه انتشار این قوم در منطقه هم آشکار می‌شود.

حال که اشاره‌یی به نام قالقاچی شد، شایسته است به این توپونیم هم اشاره شود. مینورسکی در فهرست خود از آن یاد نکرده است. معتقدم که این اسم هم مغولی است: قالقا در مغولی کلاسیک معادل قالقان ترکی بوده و در باب اتیمولوژی‌اش بحث‌ها صورت گرفته است. رامشتدت آن از فعل قالماق(=پوشاندن) به اضافۀ قان "سپر" مشتق می‌داند. پوپ آن را دخیل از مغولی دانسته. اما دؤرفر با اشاره به قدمت کلمه(در دیوان لغات الترک کاشغری مضبوط است) منشأ مغولی را قبول نمی‌کند. نیشانیان آن را با قالقماق "برخاستن، برجستن، بالا آمدن" توضیح می‌دهد. باری اشتقاق هر چه باشد، تردیدی نیست که فرم قالقا مغولی است و در این زبان به "استحکامات، سنگر" اطلاق می‌شود. قالقاچی نیز مشتق از همین کلمه به اضافۀ پسوندِ ـچی(دخیل از ترکی) است و لفظاً "سپرساز یا سنگرساز" خواهد بود. شباهت قالقا با خالخا(لهجۀ رسمی و استاندارد مغولی معاصر) هم جالب توجه است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
محسن
جمعه 16 مهر 1395 03:14 ب.ظ
سلام اردم بئی .یازیلارین اوچون تشکور ائلیرم. قیندیرقا یا قیندیرقالی کلمه سینه بیر تحلیل یازابیلسز یاخچی اولابیلر.
پاسخ محمد اردم : سلام
ان شاءالله
ساغ اولون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo