تأملی در اتیمولوژی قرطاول

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:سه شنبه 2 آذر 1395-11:10 ب.ظ

 قرطاول اسم روستایی از توابع دهستانِ سراجوی شمالی و بخش مرکزی مراغه است که توپونیمی منحصر به فرد است. مرحوم مینورسکی در مقالۀ معروفش، به این اسم اشاره‌یی کرده و آن را با توجه به پسوندش، مغولی دانسته است بی آنکه در بابِ اتیمولوژی‌اش اظهار نظری بکند. در این مختصر توضیح خواهم داد که رأی مینورسکی صائب است و تحلیل مغولی اسم را هم خواهم آورد. اما قبل از آن اشاره کنم که پسوند مغولی -aġul  -avul<که در مغولی معاصر دو واریانت –uur و –uul دارد، برای ساخت اسامی ادوات و آلات و مشاغل و حِرف از افعال مورد استفاده بوده است. اما همۀ مشتقاتِ آن که در متون ترکی و فارسی کلاسیک مضبوط است، در مغولی کلاسیک وجود ندارد. احتمالاً این الفاظ را مغولان ساکن غرب آسیا و ترکستان  ساخته‌اند و یا ترکان براساس الگوی مغولی از افعال ترکی چنین کلماتی ایجاد کرده‌اند. یک نمونه، شیغاول/شقاول/شغاول و.. (şiqavul) است که دورفر(مادۀ 232) از آن بحث کرده و آن را مشتق از فعل şiġa-(=مراقبت کردن، مواظبت کردن) مشتق دانسته است. شیغاول در متون قدیم به معنی مهماندار است ولی در مغولی شاهدی ندارد. به دو نمونه دیگر از مشتقات پسوند مزبور اکتفاء خواهیم کرد؛ قراول(qaravul) از فعلِ qara-(=نگریستن، پاییدن) مشتق شده و معنی اصلی‌اش "مراقب، نگهبان، محافظ" بوده و در بسیاری از زبانهای جهان با معانی مشابه دخیل شده است. دومی هم چغداول(çağdavul) است که واریانت‌های متنوعی دارد. این لفظ از فعلِ çaġda-(= ایفای وظیفه کردن، زیر نظر داشتن) مشتق شده و به معنی "عقبۀ لشگر، گروهی که از عقبِ قشون روان باشند و آنان را راه برند و برانند" در متون کلاسیک فارسی شایع بوده است. دورفر(مادۀ 178) از آن بحثی تفصیلی کرده است.

باری اگر به قرطاول برگردیم؛ معتقدم که این اسم مشتقی از فعل مغولی qatari-(=یورتمه رفتن، تاختن) است که واریانت‌هایی هم در لهجات مغولی دارد(به شکلِ gatari- و qatiri-). اگر از این فعل با پسوند فوق‌الذکر، اسمی مشتق شود، فرمِ ġul*qatari یا ġul*gatri خواهیم داشت. *قاتراول/*قاتراوول با یک متاتز/قلب به قارتاول مبدل می‌شود. در این تبدیل و متاتز، تأثیر قره/قارا را نمی‌توان از نظر دور داشت. چنین لفظی معنای سوار و سوارکار و احیاناً سلحشور خواهد داشت.

***

مرحوم گرهارد دؤرفر(مادۀ 283) از قطاول به معنی ستمگری و ظلم بحث کرده و اشاره کرده است که این لفظ در مغولی شاهد ندارد. زیرا در آن زبان ġuqata به این معانی است. به نظر می‌رسد-کما اینکه دؤرفر خود اشاره کرده- این لفظ حاصل خلط با تطاول عربی یا تصحیف آن است. لذا wordghost باید محسوب شود و در تحلیل قرطاول/قرتاول مدخلیتی نمی‌تواند داشته باشد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo