دُرر آذریسم(1): چینچاوات

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:دوشنبه 13 دی 1395-08:50 ق.ظ

نوشتن از آذریسم برایم حکم تفریح و کار علمی را، توأمان داشته است. زمانی طنزنویسی گفته بود که در ایران طنزنویس شدن استعداد نمی‌خواهد. کافیست روی یک حادثه، اظهار نظر، اقدام، برنامه و .. زوم کنید تا طنز از آن بجوشد(نقل به مضمون). حالا، به قول مرحوم عمران صلاحی، حکایت ماست! ادبیات آذریسم اغلب چنان است که اگر روی یک ادعا یا مطلبش زوم کنید، هم طنز و فکاهی می‌بینید و هم، بر اثر کاوش، نکته‌یی علمی کشف می‌کنید. اگر توفیقی باشد در سری مقالات "دُرر آذریسم" از این "فوکوس‌ها" خواهیم داشت. باری برویم سر صید اوّل!

  محمدرضا شعار که مانند یحیی ذکاء از سرهنگان فرهنگ‌ساز بود، در کتاب "بحثی دربارۀ زبان آذربایجان"[1] از جواهرات فوق صندوقچه‌یی دارد که عجالتاً یکی برایمان کافیست. وی در ضمن ذکر لغات فارسی دخیل در ترکی چینچاواد را هم می‌آورد و می‌نویسد:" مخفّف چنین و چنان باید=وسواسی"(ص106). این سرهنگان اگر زبانشناسان خوبی نبودند و نیستند، خیال‌پردازانی قهّارند. اما مع‎الاسف زبانشناسی علمی جدّی و دقیق است و اهل خیال در آن موفق نیستند. ممکن است فردی عامی باور کند "چنین و چنان باید" در هم مدغم شده و چینچاواد ایجاد شده، اما آیا فردی آشنا به قواعد علمی سؤال نمی‌کند که ربط سمانتیک چگونه برقرار می‌شود؟ چرا در فارسی از این عبارت(فی الواقع جمله) وسواس/وسواسی فهمیده نمی‌شود؟ بگذریم.

اگر به آناتولی نظر کنیم این واژۀ من عندی را در آنجا هم مشاهده می‌کنیم؛ در مرزیفونِ آماسیا و مناطق مجاور آرتوین، چینچاوات(çinçavat) به معنی "خودخواه، سودجو"(بنجیل، آچیق‌گؤز) است. فرم جینجاوات (cincavat) با معانی مشابه در ماراش و اورفا رواج دارد. فرم جالب توجه جینجالاپ(cincalap) هم در ماراش (مناطقِ البیستان، آفشین) ضبط شده است. در آرداهان، چینچاوات به معنی "خسیس، کِنس"(واریئمز، جیمری) کاربرد دارد. تا اینجا مشاهده می‌شود که لفظ ما نحن فیه تا مرکز آناتولی رایج بوده و طیف معنایی از "مُمسک" تا "منفعت‌طلب" دارد. عجیب است که این لفظ و واریانت‌های آن در فرهنگ اتیمولوژیک و تاریخی تیتسه نیامده است. تطوّر معنایی کلمه در ترکی آذربایجان باید حاصل خلط و contamination با چیمچَشمک(دچار چندش شدن، مشمئز شدن) باشد. اما رواج چینچاوات منحصر به اینها نیست. تراکمه و قراپاپاق‌ها، ترکان مسیحی آخیسقا، چیلدیر و آخالکلک را چینچاوات می‌خوانند. پوشاها(Poşalar) که با اسم لوم(Lom) هم شناخته‌ می‌شوند و از قرن یازدهم در منطقۀ شرق آناتولی پراکنده‌اند و از شعبات کولی‌ها/ رومانی‌ها محسوب‌اند، اقوام غیرپوشا/غیرلوم را چینچاوات می‌نامند. "چنین و چنان باید" از کجاها سردرآورد! از منظر توپونیمیک، اسمِ قدیم منطقۀ چیلدیر از توابع آرداهان فعلی، قبل از سکونت قبایل ترک/اوغوز، چینچاوات بوده است. از اینجا می‌توان استنباط کرد که توپونیم و اتنونیم چینچاوات قدمت بیشتری دارد و در اصل اسم خاصی بوده که اسم عام شده است(Apellative)؛به نظر می‌رسد که اسم جغرافیایی و قومی مزبور چند بار جابجا شده باشد. زیرا به اقوام مختلف و متنوعی اسم چینچاوات اطلاق شده است.

اما بالاخره منشأ اسم چینچاوات کجاست؟ با توجه به اینکه اتیمولوژی واضح کارتولی و ارمنی برای اسم مطرح نشده و با عنایت به منشأ هندی کولیان و پوشاها، شاید جستجو در زبان پوشاها مفید باشد. امروزه اغلب متکلمان این زبان در گرجستان، ارمنستان، شرق ترکیه و به تعدادی معدود در جمهوری آذربایجان، زبانشان را فراموش کرده‌اند و یا زبانشان به شدّت تحت تأثیر زبان اقوام غالب و اکثریت است. اما نقطۀ امید، هند است. در ورود به هند بلافاصله چینچاواد در مقابلمان ظاهر می‌شود؛Chinchwad/چینچواد شهری از توابع پونه در ایالت ماهاراشترا است. به احتمال قریب به یقین این ناحیه مبدا کوچ این اقوام سرگردان و wanderwort چینچاوات بوده است.



[1]    محمدرضا شعار، بحثی دربارۀ زبان آذربایجان، تبریز: کتابفروشی مهر، 1346.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo