واژگان ترکی در کردی مهابادی(4)

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396-07:57 ب.ظ

1.      بورا(ābor):اردکِ ماده(ص131). دخیل از مغولی می‌نماید. در مغولی بورا(bora) و بورو(boro) به معنی خاکستری است و بورجین(borǰin) با معانیِ"نوعی قاز وحشی" و "قاز وحشیِ ماده" ضبط شده است. تبدیل بورجین به بورا در کردی ممکن به نظر نمی‌رسد. لذا باید مستقیماً از مغولی دخیل شده باشد و آن هم در شکل اولیه‌اش. زیرا در زبان‌های مجاور کردی هم این لفظ ضبط نشده است. اطلاق اسم رنگ به حیوانات دارای آن رنگ مکرراً رخ داده است. جیران/یگرانِ فوق‌الذکر و کهر/کرند، بوزالاق(=گاومیش) سه نمونه از این مقوله‌اند.

2.      قَراغ(qarāϒ):ساحل(ص174)؛ کنار/لبه(ص197). بی‌تردید قیراق(qıraq) موجود در ترکی آذربایجانی و آناتولی است. قیر در ترکی قدیم به معنی کناره/کرانه است و مشتقات متعددی مثلِ قیرانگ(ŋqıra) و قیراق مزبور در بالا دارد. در التحفه الزکیه فی اللغه الترکیه، قیری(qırı) هم به این معنا ضبط شده است.

3.      قُرقُوشم(qorqošm):سُرب(ص176). در دیوان لغات الترک کاشغری، فرم قوروغژین(qoruġjin) وجود دارد که به دلیل حضور صامتِ ژ غیرعادی و احیاناً دخیل تصور می‌شود. در ترکی اوغوزی، قورغوشوم (qurġuşum) بوده که در آناتولی به صورت قورشون(kurşun) متحوّل شده است. نیشانیان احتمال می‌دهد مرکب از قوروغ(=خشک) و پسوند ـچین /ـشین(که افادۀ معنی شباهت و رنگ می‌کند) باشد. فرم کردی بی‌تردید دخیل از ترکی آذربایجانی است.

4.      اتگ(tagā):دامن(ص164). از دورۀ قراخانی تا به امروز در عموم السنۀ ترکی با تفاوت‌های جزئی به "دامن، کنارۀ لباس" اطلاق شده و نظیر دامن/دامنۀ فارسی، معانی ضمنی هم دارد.

5.      چه(ēč):نم، رطوبت(ص215). چیی(çiy) از ترکی قدیم بدین سو در عموم زبان‌‎های ترکی به معانی فوق‌الذکر و البته به معنیِ"شبنم، ترشح" هم بوده است. در سنگلاخ و مادۀ "چه" می‌خوانیم:"به ترکی رومی شبنم و ترشّح نرم باشد"(ص149). استاروستین و همکارانش چیی مزبور را با چیگ>چیی(=خام) ماده و اتیمون واحدی می‌دانند(صص6-425). چیی در ترکی معاصر آذربایجان به صورتِ شئه(şeh) تلفّظ می‌شود. لذا ممکن است  فرم کردی از لهجه‌یی دیگر اخذ شده باشد. با این حال می‌توان به افعالی مشتق از همین اسم نظیرِ چیله‌مک(çilemek) "ترشح کردن، تراوش کردن"، و چیله‌نمک(çilenmek) "ترشح شدن، تراویدن" اشاره کرد که در ترکی آذربایجان رواج کامل ندارند.

6.       پیرچ(čpir):موی سرِ زنان(ص211). باید مأخوذ از بیرچک(birçek) به معنی "زلف/گیسو(بویژه آن قسمت که از شقیقه و بناگوش آویخته باشد)" محسوب شود. مادران آغ بیرچک خوانده می‌شوند کما اینکه پدران آغ سققل/ساقال. باری منشأ لفظ و فرم ترکی اسنانبولی آن بورچک(bürçek)، بورچوک (bürçük) و همین‌طور پورچوک(pürçük) در ترکی آذربایجان( به معنی: پُرز، کُرک) همگی  بور(bür) در ترکی قدیم است که به "غنچه و برگ" اطلاق می‌شد و معانی ضمنی و شاعرانه هم یافته است. بورچوک(bürçük) به معنی غلّه، جای خود را به بورچاق داده است.

7.      دندوک(dinduk): نوکِ مرغ(ص216). مراد منقار است. دیمدیک علاوه بر آذربایجان در شرق آناتولی (قارص، ایغدیر، آرپاچای، چرمیکِ دیاربکر و باخیشلیِ آنکارا) و همین‌طور کرکوک رواج دارد. در کرمانجی الفاظ متعددی برای منقار وجود دارد، اما هیچ کدام شباهتی به دندوک ندارد. ضمناً در آذربایجان فرم‌های دیندیک و دیندوک هم وجود دارد. در آناتولی در میان معانی متعددِ  دیندیق(dındık)، معنای منقار هم مشاهده می‌شود و از این حیث باید فرم palatalized دیندیک باشد. آیا آن گونه که اسماعیل هادی معتقد است، در اصل صفتِ تأکیدی از دیک(=سخت، سِفت) است؟ معتقدم که دیمدیک و واریانت‎های آن expressive بوده و مانند معادل ترکی استانبولی‌اش gaga از صدای کاری که با آن صورت می‌گیرد، اخذ شده است.

8.      کومگ(kumag):کمک(ص197). در فارسی و لهجات مختلف داخل ایران هم شایع است. در اغلب زبان‌های ترکی با تفاوتهای جزئی مشاهده می‌شود. اما در ترکی استاندارد ترکیه کاربرد ندارد. دؤرفر از آن (مادۀ 1645) بحث کرده است.

9.      شلوغ(uluϒš): شلوغ(ص182). در فرهنگ‌های فارسی عموماً لغتی دخیل از ترکی محسوب می‌شود. خارج از آذربایجان در شرق آناتولی(ایغدیر، قارص) هم رواج دارد. گاهی تصور می‌کنم ممکن است مقلوب شوغول(şuğul)<شغل "مشغولیت ذهنی، اشتغال خاطر، برنامه و نقشه" باشد. تأخر زمانی آن در ترکی و فارسی چنین احتمالی را تقویت می‌کند.

10.  توش(štu): دچار(ص164). در ترکی توش(tuş) به معنی "مواجه شدن، مقابل، روبرو" است. در ترکی آذربایجان مشتقاتی مثلِ توشوتماق(tuşutmaq) "وسیلۀ آشنایی دو تن شدن، مواجه کردن(بالاخص برای ازدواج)" و توشلاماق (tuşlamaq) "هدف گرفتن، نشانه گرفتن" رواج دارد. بدیهی است که با توش(tüş) به معنی "میوه" که اینک از تداول خارج شده، نسبتی ندارد.

11.  کندر(kandir): ریسمان(ص171). لفظی بسیار قدیمی در ترکی است که اینک در آذربایجان تقریباً فراموش شده است. اما در آناتولی همچنان متداول است. استاروستین و همکارانش برای آن اتیمولوژی آلتاییک مطرح کرده‌اند. اما به نظر می‎رسد حق با نیشانیان است و منشأ کلمه به ghandi- سانسکریت می‌رسد. الفاظ مشابهی مانند کنف در فارسی و کَنَویر(kenevir) ترکی هم از همین اتیمون آمده‌اند.

12.  کوپه(kupa): خُم(ص161). کوپ(küp) در ترکی به معنی خمره و خُم بوده و در عموم السنۀ ترکی شایع است. اما الفاظی مشابه در اغلب زبان‌ها یافت می‌شود؛ کوب(جمع: اکواب) در عربی، gubba در آرامی، kubba در یونانی، cupa در لاتین(منشأ cup/کاپ انگلیسی) وجود دارد که نشان می‌دهد این wanderwort منشأ قدیمی‌تری دارد و احتمالاً به بین‌النهرین باستان برمی‌گردد. لذا ممکن است در کردی هم نه از ترکی که مثلاً از سریانی/آرامی اخذ شده باشد.

چند کلمۀ شایستۀ تحقیق تفصیلی‌تر

چند واژه در این مجموعه نظرم را جلب کرد که تصور می‌کنم باید با دقّت و حوصلۀ بیشتری تحلیل شود. عجالتاً نظراتم را می‌نویسم تا بعد.

1.       قاچاغ(qāčāϒ):گاومیش سه سالۀ ماده(ص199). کلمه کاملاً ترکی می‌نماید و در بعضی لهجات محلّی آذربایجان هم ضبط شده است. اما ربط سمانتیک آن با قاچاق و اشتقاقش بر من معلوم نشد.

2.      کلاوه(kalāwa): خرابه(ص160). این کلمه در ترکی آذربایجان هم رایج است و دخیل می‌نماید. آیا منشأ کردی دارد یا از زبانی دیگر وارد ترکی شده و از آنجا به کردی راه یافته است؟

3.      خانوبره(xanubara):ساختمان(ص176). واژه قطعاً ترکی نیست. اما به نظر می‌رسد که از کلمۀ بارخانه (barhane) که در آناتولی به معنی "محل/انبار وسائلِ عشایر کوچنده، زمانی که به ییلاق/قشلاق می‎روند" مأخوذ باشد و محتملاً مقلوب آن است.

4.      عجم(?ajam):تُرک(ص149). منظور تُرک آذربایجانی است. در مقالت "کرد، ترک، عجم" از آن بحث کرده‌ام. این هم شاهدی مکتوب به اضافۀ شواهد شفاهی.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
آیهان همدانلی
جمعه 8 اردیبهشت 1396 01:51 ب.ظ
سلاملار خوجام
یاسا و گرک کلمه سینی ده قوللانارلار اشیتدیگیمه گوره
پاسخ محمد اردم : ساغ اولون
یازدیغیم کیمی کلباسی نین کتابینا دایانیر بو جالیشما...باشقا قایناق لاردا وار..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo