گوزلک و گوزله

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396-05:32 ب.ظ

تصوّرم این بوده است که تحلیل دسته‌جعمی توپونیم‌ها نتایج بهتری به دست می‌دهد. در اینجا هم یک سری از این اسامی را آنالیز خواهم کرد. ابتدا لیست اسامی:

1.      گوزلک: قریه‌یی از توابع اردل، بخش میانکوه استان چهارمحال و بختیاری. تلفظ اسم در ویکی‌پدیا Gavzalak آمده است.

2.   گوزلک: قریه‌یی در نزدیکی اهواز. اطلاعات زیادی دربارۀ آن نتوانستم حاصل کنم. فرهنگ جغرافیایی ایران ج.6-که متنی کهنه شده و outdated  است-آن قریه را کم جمعیّت در ده کیلومتری اهواز معرفی می‌کند. تلفّظ "گُزلَک" ضبط شده است.

3.      گوزلک: اسم رباطی در گرگان که فرهنگستان-به دلیل واقع شدن در مسیر ریلی شمال-نام آن را به "دیدگاه" تغییر داده است(سال 1316). از ترجمه-تبدیل فرهنگستان برمی‌آید که آن را گؤزلک (Gözlek) خوانده‌اند. گرچه نتوانستم تلفّظ حقیقی و بومی کلمه را جایی بیابم و با آن‌که گؤزلک و گؤزله در منابع ترکی به معنی "کلبۀ شکارچیان، کمینگاه" وجود دارد، اما به وجهی که در ادامه توضیح داده خواهد شد، احتمال آن که با اسامی فوق از یک قماش باشد، قوی‌تر است.

در آناتولی هم حداقل یک گوزلک وجود دارد:

·        گوزلک(Güzlek): قریه و محلّه‌یی در آق‌یازی از توابع ساکاریا.

علاوه بر گوزلک، چند گوزله هم وجود دارد:

1.      گوزله: قریه‌یی از توابع بخش نمشیر شهرستان بانه

2.      گوزله: روستایی از توابع بخش مرکزی سردشت

3.      کانی گوزیله: قریه‌یی از توابع بوکان

این سه روستا متعلّق به مناطق کردنشین بوده و تلفّظ‌های متنوعی برای آنها در اینترنت مشاهده می‌شود. به نظر می‌رسد تحلیل‌هایی که می‌کوشند بعضی از این اسامی را با گوز(guz/gwiz)=گِردو مرتبط سازند، عامیانه و غیرعلمی باشند.

در آناتولی هم حداقل یک گوزله وجود دارد:

·        گوزله(Güzle): روستایی از توابع قورقوت‌ائلیِ آنتالیا.

تحلیلِ اسم

گوزلک در فرهنگ‌های ترکی با معنای"محّلی که عشایر کوچنده، پاییز را در آن سپری می‌کنند، محّلِ نزدیک به قشلاق به عنوان آخرین مکان اُتراق قبل از قشلاق" مضبوط است. بدیهی است که منشأ آن فعل گوزله‌مک (güzlemek) "پاییز را گذراندن" است. کما اینکه منشأ یایلاق/ییلاق فعلِ یایلاماق "تابستان را طی کردن" و اتیمونِ قیشلاق/ قِشلاق، فعل قیشلاماق "زمستان را سر کردن" بوده است و همان طور که در آناتولی و بعضی لهجه‌ها، قیشلاق و یایلاق به صورت قیشلا(kışla) و یایلا(yayla) درآمده، فرمِ گوزله هم با حذف صامت ق/غ حاصل شده است.

واژۀ گوزلک در فرم گوزلاق هنوز هم در نزد عشایر آذربایجان رایج است. این فرم حتی در متون کلاسیک فارسی هم ضبط شده است. مثلاً در فرسنامۀ شاه‌قلی میرآخور، می‎خوانیم:" و سرکارِ غانات، اگر هزار و اگر ده‌هزار باشد، همه بر قشلاق و یارلاق(کذا فی‌الاصل) و ییلاق و گورلاق(کذا فی‌الاصل) برعهدۀ میرآخوران است و تفحص قُرُق و ضبط و ربط یورت‌ها نمایند...اصحاب صحرایی که از گوزلاق یعنی جابرلیق(کذا فی‌الاصل) به قشلاق درآیند..."[1].

در عبارات فوق اولاً یازلاق صحیح بوده و احتمالاً مصحِّح تحت تأثیر لهجۀ محلّی‌اش، "یار" را شکل صحیح تلفظ محلّی "یای" دانسته (نوعی hypercorrection) و توجه نداشته که محّل کوچ/اتراق تابستانی یایلاق/ ییلاق مشهور بوده و به این فرم احتیاجی نیست. یازلاق هم مانند موارد فوق‌الذکر، باید مشتق از فعل یازلاماق "بهار را طی کردن" باشد. ثانیاً گوزلاق صحیح است و مورد اوّل هم-که بی‌نقطه و مهمل ضبط شده- باید تصحیح شود. ثالثاً آنچه به هیأت جابرلیق ضبط شده، به احتمال قریب به یقین چایرلیق(=چاییرلیق) است که به معنی "چمنزار و مرغزار" می‌باشد. "چاییر" معادل "گیاه مَرغ" فارسی است. این هرسه واژۀ ترکی-یازلاق، گوزلاق، چایرلیق-از فرهنگ‌های فارسی مفقود بوده و با استناد به همین منبع و منابع مشابه، باید به عنوان الفاظ دخیل در فارسی به حساب آیند.

باری با وجود گوزلاق، یایلاق، یازلاق و قیشلاق، محّلِ اقامت/کوچ برای هر چهار فصل را در ترکی در اختیار داریم. در این میان فرم گوزلاق(güzlaq) باید با قواعد ترکی، گوزلک باشد و فرم مضبوط در متن باید تحت تأثیر سه شکل دیگر و کپی‌برداری از آنها به وجود آمده باشد. اما در زبان شفاهی به احتمال زیاد همین فرم صحیح و فصیح شایع بوده است.

***

از واژۀ گوز(güz) "پاییز/خریف" مشتقات دیگری هم در ترکی به جای مانده است که حداقل دو لفظ از آن میان هنوز متداول است:

·        گوزلوک(güzlük): پاییزه، کشت/گندم پاییزه را گویند. با فرم "گوزلوگ بوغدا" هم تصریح می‌شود. گوزلک در آناتولی با گوزلوک خلط شده و مترادف می‌شود.

·        گوزم(güzem): "پشمی که در پاییز چیده می‌شود، پشمِ برّه". علی‌القاعده از فعلی نظیر *گوزه‌مک (*güzemek) باید مشتق شده باشد. عجیب است که چنین کلمۀ رایجی در فرهنگِ تیتسه مشاهده نمی‌شود.

***

تلفّظ لُری گوزلک-مذکور در بالا- عجیب نیست. زیرا در لهجات لری، تمایل به تبدیل اصوات مدوّر به فتحه و صامتِ و/v یعنی u/o>av شدید است. در خصوص بعضی از موارد مذکور از مناطق کُردنشین هم اطمینان کامل ندارم، اما پیشنهادهای کُردی موجود را نمی‌توان مُقنع دانست.



[1]  شاه‌قلی میرآخور، فرسنامه، تصحیح: یوسف بیگ‌باباپور، در: گنجینۀ بهارستان، به کوشش: عبدالحسین مهدوی، تهران: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی،1387(علوم و فنون:3، فرسنامه:1).




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
ایهان همدانلی
جمعه 29 اردیبهشت 1396 11:40 ب.ظ
یاشاسین خوجام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo