چیلاغای، قیدو، کمنتو

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:چهارشنبه 10 خرداد 1396-07:33 ب.ظ

سه توپونیم مغولی که در وجیزه تحلیل خواهد شد، در منابع و تحقیقِ مینورسکی مورد توجه قرار نگرفته و ظاهراً هر سه منحصر به فرد محسوب می‌شوند.

1.      چیلاغای: با املای رسمی چلغای، اسم قریه‌یی در حوالی بیناب است. این اسم واریانتی از واژۀ آشنای جلگه/جؤله‌گه (cölege) است. املای کلمه در منابع قدیمی‌تر و من جمله سنگلاخ به صورت جلکا (cölge) آمده است:"فضا و زمین مسطحی را گویند که در میان دو کوه واقع شده باشد. اعم از اینکه با آب و سبزه باشد یا زمین خشک. و مؤلف رومی به معنی صحرای سبز آبدار نوشته"(ص143). همین املاء در متون کلاسیک فارسی هم دیده می‌شود. در فارسی معاصر جلگه به عنوان ترمی جغرافیایی رواج یافته است و برخلاف ضبط مؤلفین فرهنگ سخن ترکی نیست. دؤرفر از آن(مادۀ 163، صص6-294) بحث کرده و شواهد وی نشان می‌دهد که معنای اصلی کلمه چمن‌زار، علف‌زار و توسعاً ناحیه بوده است(کمابیش معادل کؤوشن در ترکی آذربایجان). چیلاغای فرم velarized جؤله‌گه/جُلگه محسوب است. در این منطقه توپونیم‌های مغولی دیگری هم مشاهده می‌شود.

2.      قیدو: نام قریه‌یی است از توابع بخش مرکزی شهرستانِ خمین. به نظر می‌رسد این توپونیم از نام معروف مغولی قایدو/قیدو باشد. در تاریخ مغول اشخاص متعددی با این اسم می‌شناسیم. یکی از آنها قایدوخان، خان قدرتمند اولوس چاغاتای/چغتای بود. اسامی مغولی دیگری هم به عنوان توپونیم ضبط شده که بعضی را پیشتر تحلیل کرده‌ایم.

3.      کمنتو: روستایی از توابع بخش زیویۀ شهرستان سقز. در این ناحیه که احتمالاً قسمتی از ولایت اویرات بوده، اسامی مغولی به وفور مشاهده می‌شود. باری کمنتو در فهرست مینورسکی نیست. چیزی که بدیهی است پسوند تیپیک مغولی آن است. کمنتو در کردی محلّی کمتو(kemetu) تلفظ می‌شود که می‌تواند نه ضرورتاً فرم کردیزۀ اسم- واریانتی محلّی از اسم باشد. در خصوص جزء اوّل اسم در منابع مغولی، نکتۀ قابل اتکایی نیافتم به نظر می‌رسد که باید واژه‌یی دخیل از ترکی در مغولی باشد. لفظ کبن(keben) که در کودکس کومانیکوس معادل "تلّ، تپه، توده(خرمن و نظایر آن)" ذکر شده، کاندیدای خوبی است. کبن در لهجات آناتولی هم به معنی "راه باریک میان صخره‌ها و سنگلاخ‌ها"ست. انتظار می‌رود این اسم به صورت سیستماتیک در ترکی جدید به گبن(geben) تبدیل شود و در واقع همین فرم در آناتولی با معنای فوق‌الذکر و البته به معنای "توده، تلّ" وجود دارد. تحلیل اشتقاق کلمه دشوار نیست. این واژه با گبه(gebe)<کبه "حامله، آبستن" و فعل گبرمک(gebermek)<کبرمک "مردن، تلف شدن"(با معنای پژوراتیو) مرتبط است. فعلِ گبرمک-همان طور که محققان اشاره کرده‌اند-با تورّم و آماسیدگی بدن مرده، به دلیل عفونت و فعالیت باکتری‌ها، ارتباط دارد. جالب آن که در آذربایجان فعلِ شیشمک-بالاخص در ساخت امری-معادل تمرگیدن فارسی است. شیش اوتور!(بتمرگ! بشین!)، شیش یئره! او هله شیشمه‌دی؟ ..حتی می‌توان قدمی جلوتر گذاشت و فعل چاتلاماق(در معنای تلف شدن حیواناتی مثل سگ و..) را  با این مجموعۀ مفهومی مرتبط دانست. ترکیدن بر اثر متورّم شدن و باد کردن زیاد است و همۀ اینها با مرگ و فعل و انفعالات شیمیایی که در جسد رخ می‌دهد، در ارتباط‌اند. باری از این استطراد برمی‌آید که کبن در اصل به معنی "برآمدگی، تحدّب" بوده است. لذا کمنتو<*کبنتو باید "محلّ تِلال، پشته‌زار و یا محل دارای معبر" باشد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo