تأملات توپونیمیک دربارۀ موغان/مغان

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:جمعه 2 تیر 1396-11:17 ق.ظ

حداقل یک بار اشاره کرده‌ام که املای موقان در قیاس با مغان بسی قدیمی‌تر است. وقتی که توجه و تمرکز بیشتری کردم، ملاحظه شد که در منابع قاجاری نظیر عهدنامۀ ترکمنچای و ضمایم و اسناد آن و حتی تا اوایل عصر ناصری(نظیر مکتوبات قائم مقام فراهانی) اساساً موقان در منابع مشاهده می‌شود. شاید موقان بعد از این تاریخ باشد. لذا تبدیل موقان به مغان متأخر بوده و تحت تأثیر تعابیر ادبی نظیر "پیرِ مغان" و "خراباتِ مغان" و... تبدّل مزبور حاصل یک التباس یا اشتباه یعنی شبیه‌پنداری و به قول خودمان یاراشدیرما است.

***

در خصوص اتیمولوژی اسم موقان/موغان/مغان، از عارف و عامی، کسانی بوده‌اند که آن را با قبیلۀ "مغان" مادی یا جمع "مُغ" تطبیق داده‌اند. به نظر من هیچ دلیلی به نفع این مدعا در دست نیست. ولی شاید دلایلی در ردّ آن بتوان ارائه کرد. لذا هرکس حسب علائق و تاندانس سیاسی و فرهنگی‌اش می‌تواند تحلیل مزبور را قبول کند یا نکند. بشخصه این ایده را که اسم مزبور توپونیمی قدیمی و متعلق به اعصار قبل از مادهاست، اقوی و منطقی‌تر می‌بینم. توپونیم مزبور چند بار ممکن است در جریان دست به دست شدن منطقه و ورود مهاجرین جدید، با درک و دریافت‌های مختلف تغییراتی کرده باشد.

***

در اسناد و وثائق تاریخی و قبالجات به مجموعۀ منطقۀ مغان و ملحقات آن "الکاء موقانات/موغانات" هم نام داده‌اند[1]. در واقع موقان در دو ساحل ارس قرار داشته و اینک در ایران و جمهوری آذربایجان دو "مغان" موجود است. در منابع تاریخی از شهرهای متعددی در این منطقه یاد می‌شود که عموماً عمری طولانی نداشته‌اند و محتملاً چندان وسیع و عظیم هم نبوده‌اند؛ مثلاً در صفوۀ‌الصفاء ابن بزّاز اردبیلی، مکرراً از هماشهره یاد می‌شود؛ نوشهر را قشون جلال‌الدین مینکبرنی احداث کرده بود؛ الجایتوآباد نیز از شهرهای احداثی ایلخانان در منطقه بوده است. مؤرخین و جغرافیون قرون اولیۀ اسلامی از چند شهرک من جمله باجروان ذکر نام کرده‌اند که بنا بر توصیفات‌شان، بیشتر به قریه یا اتراقگاه و یا اردوگاه سپاهیان شباهت داشته‌اند تا شهرهای وسیع و معتبر و دایمی.

***

بارها در نقاط مختلف آذربایجان و از زبان روستاییان شنیده‌ام که منطقۀ مملو از علوفه و مراتع خوب را "موغان" می‌خوانند. تبدیل اسامی خاص به اسامی عام(Apellativa) حادثه‎یی آشنا در زبانشناسی است؛ مکرراً شاهد بوده‌ایم که افرادی از نقاط مختلف ایران، شهر یا روستای خود را کویت یا پاریس کوچک خوانده‌اند. اما گذشته از این القاب در قدیم نمونه‌های متعددی از تسمیه به اسامی مشابه وجود داشت. این تسمیه یا ناشی از اطلاق اسمی عام بود و یا آنکه اهالی دو یا چند مکان از قوم/قبیلۀ واحدی بودند و یا اهالی منطقۀ مستحدث و جدید، مهاجرینی بودند از مکان سابق و اقدم کوچیده بودند و به دلیل علاقه به موطن سابق، "کلنی" جدید را به همان نام می‌خواندند. بویژه در ایالات متحده این قبیل اسامی منتقله از بریتانیا به وفور مشاهده می‌شود؛ نیویورک(به یاد یورک لندن)، نیواینگلند (انگلستان جدید)و ..عادت انتقال اسامی به موطن جدید در میان عشایر کوچنده و کؤچری‌ها رواج بیشتری داشته است. باری جهت تفکیک این قبیل اسامی از توپونیم‌های مشابه به آنها القاب متفاوت داده می‌شد؛ اسکی تسوج در مقابل ینگی/ینی تسوج، آشاغی کوسالار در برابر یوخاری کوسالار، داش چاوان و آشاغی چاوان و..تصغیر اسم جدید یکی از شیوه‌های رایج بوده است.

***

اسم موغانجیق/موغانجوق/مغانجیق را حداقل از صفوۀ‌الصفای ابن بزّاز بدین سو می‌شناسیم. امروز مغانجیق قریه‌یی در جوار مراغه است، دقیقاً همانجایی که ابن بزّاز اشاره کرده است. مغانجیق/مغانجوق دیگر، روستایی بزرگ از توابع بخش مرکزی شهرستان سلماس(دهستان زولاچای) است. این اسامی باید یادگارِ مهاجرانی باشند که از موقان به این صفحات کوچیده‌اند. اشاره  به چند اسم مصغّر مشابه هم خالی از فایده نخواهد بود:

1.      اصفهانجق/اصفهانجیق: قریه‌یی از توابع سراجوی مراغه. در تواریخ از قریه‌یی به نام اصفهانک در اطراف اصفهان یاد شده است.

2.      خراسانجق/خراسانجیق: روستایی مهم در محال هشترود که به دلیل قرار گرفتن در مسیر ریلی تبریز-تهران، فرهنگستان نامش را به خراسانک مبدّل کرد. حالیه خراسانک شهرک معتبری است. خراسان (Horasan) اسم ایلچه‌یی از توابع ارزروم ترکیه هم بوده و روستایی از توابع ولایت دنیزلی(تاواس) خراسانلی نام داشته که اخیراً به محلّه تبدیل شده است.

3.      شیروانجیق: روستایی از توابع سراب در جوار رازلیق. احتمال آن هست که بانیان یا سکنۀ آن از شروان/ شیروان بوده باشند. اسم رسمی روستا شیره‌جین است. بعید می‌نماید یکی مبدل از دیگری باشد. ممکن است، نظیر بسیاری از روستاها، این قریه دو اسم متفاوت داشته باشد که حسب تصادف شباهت آوایی هم دارند. احتمالاً بعضی از اسامی دیگر دارای پسوند ـجیق از همین قماش باشند، مانند سومای‌جیق با اسم رسمی صومعه باز از توابع سراب.

4.      بغدادک شهرکی در خوارزم بوده که منسوبین آن هم بغدادی خوانده می‌شدند.

5.      قریه‌یی به نام "شیراز" از توابع عجب‌شیر وجود دارد که نمی‌دانم ارتباطی با "شیراز" معروف دارد یا نه؟ ممکن است بانیان یا سکنۀ آن هم مهاجرانی از آن نواحی باشند.

***

توپونیم‌های زیر هم احتمالاً همراه مهاجران "موغانات"، انتقال یافته و به موطن جدید اطلاق شده است:

1.      موغان: روستایی‌ ترک‌نشین از توابع فریدن اصفهان.

2.      مغان/موغان: قریه‌یی از توابعِ رایون گنجه‌لی در جمهوری آذربایجان.

3.      مغان/موغان: روستا‌یی از توابعِ رایون بیله‌سووار در جمهوری آذربایجان.

4.      مغان/موغان: روستا‌یی از توابعِ رایون حاجی‌قبول در جمهوری آذربایجان.

5.      مغان/موغان: روستا‌یی از توابعِ رایون جلیل‌آباد در جمهوری آذربایجان.

6.       گول‌موغان/گل‌مغان(Gülmuğan): قریۀ سابق و محلّۀ فعلی اردبیل هم از این زمره باید باشد.

***

از اسامی خانوادگی و پسوندها متوجه می‌شویم که محلّی به نام "آق‌مغان" وجود داشته است. در نقشه‌ها و اسناد حالیه چنین اسمی را نیافتم. ظاهراً منطقه‌یی ییلاقی در جنوب ایروان به این اسم وجود داشته. چندین خانواده در ترکیه هم اسم Akmuğan/Akmugan دارند. آیا آنان نیز نَسَب به این آق‌مغان ایروان می‌برند یا از آق‌موغان دیگری برخاسته‌اند. گویی در ذهن دارم که از قراء مفقود سرحدات ایران و عثمانی، روستایی بدین نام وجود داشت.

***

بی‌شک طوایف و عشایر بسیاری در تاریخ بوده‌اند که ساکن/متوطن موقان بودند و لذا لقب موقانلو/مغانلو کسب کرده‌اند. یکی از نمونه‎های جالب ایلات مزبور، طایفۀ مغانلو از ایل قشقایی است. اما در اردبیل و جمهوری آذربایجان هم طوایف مغانلو بسیار است. به نظر می‌رسد که از مهاجرت و اسکان مجدد این طوایف توپونیم‎های متعددی به صورت مغانلو شکل گرفته است:

1.        مغانلو: قریه‌یی تابع بخش کرانی دهستان گرگین بیجار.

2.      مغانلو: روستا‌یی تابع دهستان قلعه‌جوق ماهنشان

3.      مغانلو: قریه‌یی تابع بخش کورائیم شهرستان شهرستان نیر.

در جمهوری آذربایجان حدود 18 موغانلی(Muğanlı) وجود دارد که مهم‌ترین‌ها به قرار زیرند:

4.      موغانلی: روستایی تابع رایونِ خوجاوند

5.      موغانلی: قریه‌یی از توابع رایون آغستفا.

6.       موغانلی: روستایی در رایونِ آغسو/آقسو.

7.      موغانلی: روستایی از توابع رایون بردعه

8.      موغانلی: قریه‌یی تابع رایون کوردَمیر

9.      موغانلی: روستایی از توابع جمهوری خودمختار نخچوان

10.  موغانلی: قریه‌یی از توابعِ رایون قوبادلی

11.  موغانلی: روستایی تابع شاماخی.

12.  موغانلی: نام دو روستای تابع زنگیلان که اینک در اشغال ارمنستان است.

حداقل یک موغانلی هم در خاک جمهوری ارمنستان بوده که اینک به هوتاشن(Hovtashen) موسوم شده و در استان آرارات ("ولایت ایروان" سابق) قرار دارد.

کثرت این قبیل اسامی و همین‌طور اسم مغان/موغان در آن صفحات نباید موجب تعجب شود. زیرا این نواحی مراکز ییلاق و قشلاق طوایفی بوده که کانون حیات‌شان موقان/موغان بوده است.



[1]  مثلاً در سلسلة‌النسب صفویه، چاپ:ادوارد براون، برلین: انتشارات ایرانشهر، 1343.هـ.ق.ص104.



نوع مطلب : یئر آدلاری 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
رسوا ایمانی تبار
یکشنبه 18 تیر 1396 01:07 ب.ظ
با سلام خیلی عالی بود جهت اطلاع ، حدود 25 درصد از فامیلی ساکنین روستای سونتو بخش انگوران که هم کوشن با روستای مغانلو می باشند محمدی مغانی هستند و همچنین یک روستای دیگر از توابع شهرستان ماهنشان که نزدیک روستای قره گل می باشد نیز مغانلو است
پاسخ محمد اردم : سلام ..یعنی دو مغانلو در ماهنشان است؟ ممنون از اطلاعاتتان..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo