سنته و تالوار

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:پنجشنبه 8 تیر 1396-08:09 ب.ظ

دو توپونیم مغولی که در این مختصر تحلیل خواهد شد در فهرست مینورسکی جای ندارند:

1.      سُنته: قریه‌یی از توابع زیویۀ شهرستان سقز است. ظاهراً تلفظ کردی و محلّیteēSun  بوده و احتمالاً منحصر به فرد است. این اسم بی‌شک از سونتای مغولی مأخوذ است که اسم خاص معروفی بوده و در جامع‌التواریخ رشیدالدین فضل‌الله از دو شخصیت با این اسم یاد می‌شود که یکی از آنها برادر هلاگو(ج.4، ص2886) و ملقب به سونتای نویان بوده است.

این اسم را محققین به اشکال مختلف ضبط کرده‌اند، اما فولکر ریباتسکی(Volker Rybatzki) که تحقیق مفصلی دربارۀ اسامی و القاب مغولی دوران میانی منتشر کرده، فرم سؤنیته‌ی(Sönitei) را اساس کار قرار داده و از دو اتیمولوژی مطروحه برای آن یاد کرده است[1]؛ اتیمولوژی اوّل سؤنیته‌ی را مرتبط با اسم قوم و اتنونیم معروف سونید(Sunid) می‌داند و دوّمی که محتمل‌تر می‌نماید، منشأ اسم را سؤنی (söni) و واریانت‌هایش می‌داند که در مغولی به معنیِ "شب" بوده و معانی ضمنی‌اش را هم دارد.

2.      تالوار: توپونیم نسبتاً رایجی است. فهرست را مرور کنیم:

2.1   تلوار: قریۀ کوچکی از توابع شهر لالی در استان خوزستان.

2.2   تلوار: روستایی از توابع بخش ییلاق شهرستان قروه.

2.3   تلوار/تالوار: روستایی نسبتاً بزرگ در شهرستان دهگلان کردستان در کنار رودخانۀ تالوار و در جوار قریه "تپۀ تالوار" قرار دارد که از سایت‌های باستانی محسوب است.

2.4   چای تالوار: روستایی از توابع دهستان کله‌بوز شرقی بخش مرکزی شهرستان میانه. در مجاورت روستا اندیس چای تالوار قرار دارد که معدن منگنز محسوب می‌شود.

2.5   تالوار بولاغی: قریه‌یی از دهستان فوق‎الذکر در شهرستان میانه.

2.6   تئلاوار(Telavar): قریه‌یی از توابع رایونِ یاردیملی در جمهوری آذربایجان.

2.7   رود تالوار: نهری مهم که سدّ تالوار روی آن در بیجار ایجاد شده و در محلّ اتصال سه استان زنجان، همدان و کردستان قرار دارد.

2.8   طلاور: اسم سه روستا از توابع بخش صیدون شهرستان باغملک خوزستان که به شکل طلاور(Talavar) [یک]، طلاور دو[طلاور سفلی] و طلاور سه[طلاور علیا] خوانده می‌شوند. این اسامی املای تلاور هم دارند.

کثرت اسامی تلاور در خوزستان جالب توجه است. احتمال آن هست که این اسامی، از نام طایفۀ خاصی اخذ شده باشند و یا آنکه به مابقی اسمی ارتباطی نداشته باشند. گرچه احتمال قوی‌تر را ربط مستقیم این اسامی با تالوارهای فوق می‌دانم.

***

اگرچه تالوار در بعضی لهجات ترکی به معنی "کَبک" موجود است، اما تصور می‌کنم صحیح آن است که این اسامی را مأخوذ از مغولی بدانیم؛ در مغولی دورۀ میانی تالبار(talbar) با واریانت‌های متعددش، تالوار(talwar)، تالابار(talabar)، تالاوار(talawar) و تالاوور(talawur)، به معنی "محلِ پَست، محل کم‌عمق، آب پایاب، ساحل شنی، محل باز داخل جنگل، میدان، ساحَت" ضبط شده و بسیار رایج بوده است. ظاهراً در بعضی لهجات مغولی متأخر معنای"بشقاب" هم یافته و در ترکی سالار/سالور(در چین) معنای "بشقاب کوچک" دارد. جالب آن که در مازنی/طبری تلوار به "سرپناه وسیع برای دام‌ها، چادر بزرگ صحرایی برای پذیرایی بوده و تلوارسر معنای"محدودۀ طویله، طویله" دارد.

***

مینورسکی از تالوانتو(Talvantu) به عنوان یکی از سرچشمه‌های قزل اوزن یاد می‌کند. این اسم را در یکی دو منبع مرتبط با تاریخ کُرد هم دیده‌ام اما ظاهراً در منابع کمتر ضبط شده است. مینورسکی از اتوریتۀ مهمی چون پوپ(Pope) نقل می‌کند که تالوانتو باید متحول از *Talvangtu باشد. واژۀ مغولی به صورت *talvang را در منابع نیافتم. احتمالاً پوپ آن را اشتقاقی در مغولی محلی دانسته است. آیا اسم روستای تلاونگ[2](Talvang) که تلاوک(Talvak) هم خوانده می‌شود(از توابع ساری)، با این نام ربطی دارد؟ به نظر می‌رسد ممکن است اسم تالوانتو را به شکل زیر هم تحلیل کرد:talbiğun>talbiun>talbantu 

***

در اینجا بی‌مناسبت نخواهد بود که از توپونیم دیگری از همین ریشه، مختصراً بحث شود؛ طلا که در منابع مغولی از آن در کوه شاهو در ساحل دریاچۀ اورمیه یاد می‌شود و مدفن هلاگو و محل گنجینه‌های مغولان بود در اصل ربطی به طلای عربی نداشته و به معنی "مرغزار، دشت، دریاچۀ کوچک" در مغولی ضبط شده است. امروزه طلاتپه توپونیم معروفی است و نام روستا و دهستان در بخش نازلوی اورمیه است. در بعضی زبان‌های ترکی، تالا[ن] به معنی "چمن، مرتع" دخیل شده است. بدیهی است که این لفظ را نباید با فعل تالاماق (=غارت/یغما کردن) که در مغولی هم دخیل شده است، خلط کرد.


[1] V. Rybatzki, Die Personennamen und Titel der Mittelmongolischen Dokumente: Eine lexikalische Untersuchung, Publications of the Institute for Asian and African Studies:8, Yliopistopaino Oy

Helsinki 2006.

[2] . این اسم طبعاً با برند تِلاونگ قابل قیاس نیست. اساس اشتقاق آن تِلا(خروس)+ونگ(بانگ/صدا) ابراز شده است. چنین اسمی برای یک روستا محتمل به نظر نمی‌رسد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
محمود
یکشنبه 25 تیر 1396 07:34 ب.ظ
سالاملار
بیز چارارویماق دا تالا سوزون یئر واحدی کیمی ایشله دیریک: بیر تالا یونجا اکدیک

تالوار دا سرچین کیمی انلامدا ایشله نیر.

سرپناه و ....
پاسخ محمد اردم : سلام
ایکی سی ده بونلاردان گلمه لی سانیرام..
محسن
شنبه 10 تیر 1396 12:44 ب.ظ
سلام..
یازیلاریزدان فایدالاندیم.چوخ ساغ اولون
بیزیم زنگانین قوجا بابالاریمیز دانیشیقلاریندا (تالا) کلمه سینی ایشلدرلر.مثلا: بیر تالا اوردا یئریمیز وار بیر تالا آشاغیدا
بونون دقیق معنی سی نه اولابیلر؟ تحلیلی نه جوردی؟
ساغ اولون اردم بئی
پاسخ محمد اردم : سلام
ساغ اولون هر دفعه وئردیینیز دیرلی بیلگی لردن اؤترو..تالانین ایندی ده دیلیمیزده یاشادیغی نی بیلمیردیم..آنادولود دا دا وار..تالا یازدیغیم کیمی گئنیش معنالاری وار موغولجادا..یئر/آلان/میدان..دان توتون آچیق اراضی کیمی معنالارا...آنادولوا بعضی بؤلگه‎لرده تارلا سؤزویله قاریشدیریلمیش سانیرام..ایکی سی نین ده معناسی یاخین..زنگان داکی سؤزجوک ده تارلا ایله تالا نین قاریشماسیندان اورتایا چیخمیش اولابیلر..تکرار ساغ اولون..
آیهان همدانلی
جمعه 9 تیر 1396 09:12 ب.ظ
گرچکتن فایدالاندیم من که هردفعه شوق و ذوق ایله سیزین وبلاگینیزا گیررم چوخ چوخ ساغ اولون
پاسخ محمد اردم : سلاملار
ساغ اولون یاردیم لارینیز سایه سینده...منیم بؤیوک تشکور بورجوم وار
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo