قُشه

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:دوشنبه 2 مرداد 1396-11:55 ق.ظ

در فرهنگ‎های فارسی، قشه به عنوان لفظی محاوره‌یی ضبط شده است. دهخدا قُشه/غوشه گذاشتن یا قُشه/غوشه کردن را معادل "مسابقه گذاشتن/مسابقه دادن ضبط کرده است.  عجیب آنکه در فرهنگ سخن تلفظ کلمه qaşe آمده و معنای رقابت کردن/مسابقه دادن هم برای مذکور است. فرهنگ مزبور "قشه" را هم مسابقه معنا می‌کند. باری از منابع اینترنتی برمیآید که در بختیاری، قُشّه(qoşşa) به معنای "مسابقه/مسابقۀ دو" است.

***

هیچ یک از منابع در باب منشأ کلمه اظهار نظری نکرده‌اند. تلفظ قوشه، فعل قوشماق(qoşmaq) "دویدن، تاختن" را به یاد می‌آورد.  در قشقایی سؤزلویو، یکی از معانی قوش(qoş) "مسابقه است. قوشا نیز سه دارد که یکی از آنها "عملِ مسابقه" است. قوشا قویماق: مسابقه گذاشتن، قوشاشماق(qoşaşmaq) :"با هم تاختن، با اسپ مسابقه گذاشتن" معنا شده است(ص614). در ترکی آناتولی قوشماق لفظی استاندارد برای "دویدن، تاختن" است و مشتقات متعددی هم دارد.

قوشا(qoşa) را به این معنی در سایر زبان‌های ترکی(غیر از قشقایی) نیافتم. یک قوشا در زبان‌های ترکی قدیم و جدید وجود دارد به معنی "جفت، توأمان" که در اصل قید/صفت-فعل بوده و بعدها lexicalized شده است. اساساً در منابع قدیم ترکی فعل قوشماق معنای "ترکیب کردن، مونتاژ کردن، به هم متصل کردن" دارد و دویدن در منابع متأخر دیده می‌شود. در منابع متأخر قپچاقی(نظیر القوانین الکلیه لضبط اللغه الترکیه، التحفه الزکیه فی اللغه الترکیه) قوشماق معنای "دویدن و پریدن" هم کسب کرده است. در سنگلاخ قوشما "نوحه کردن/ همراه کردن" دارد و از آنجا "بالمجاز دواندن دو اسپ را با هم" به وجود آمده است(ص 215). تحلیل میرزا مهدی خان را محتملاً باید صحیح تلقی کرد  و معنای "دویدن" را ثانوی دانست و نه اوّلیه و متقدم. در منابع عثمانی، حداقل از قرن هفدم نمونه‌های متعددی از این معنا در اختیار داریم.

***

قوشه/قوشا/قشه چگونه از قوشماق مشتق شده است؟ در ترکی معاصر قوشو(koşu) به معنی "مسابقۀ دو" واژه‌یی جدید و نئولوژیسم است با پسوندی که خود متحول از –(x)G بوده و G انتهایی در آن به صورت سیستماتیک حذف می‌شود: آغریغ>آغری، آچیغ>آجی "تلخ، اندوه"، آریغ>آری "پاک، تمیز"، قاپیغ> قاپی، قاتیغ>قاتی "سفت، غلیظ"، قودوغ>قویو و.. مارسل اردال در میان مشتقات پسوند مزبور از قوشوغ(qoşuğ) هم یاد کرده که البته به معنی "شعر، نظم"بوده. با توجه به این نکات انتظار داشتیم با فرمی مثلِ قوشو در فارسی مواجه شویم. اما چرا قوشه داریم؟ آیا می‌توان فرمی نظیر *قوشاغ(*qoşağ) را برای آن فرض کرد؟ قبول چنین فرضی دشوار است. یک احتمال هم می‌تواند مطرح شود. قوشو در فارسی چنین سیری پیموده باشد: قوشو>*قوشی>قوشه. البته فرم قشقایی و بختیاری اجازۀ تأیید این فرضیه را هم نمی‌دهد. زیرا بعید است که قشه از فارسی محاوره‌یی تهرانی به بختیاری و قشقایی وارد شده باشد. تنها یک راه می‌ماند: "قوشا" در معنای "دوان، تازان، در حال تاخت"، همانند "قوشا"ی اوّلی بوجود آمده و رواج یافته و یا آن که "قوشا"ی اوّل، معنای دومی هم کسب کرده است. این آنالیز محتمل‌تر از همه است. 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo