علویان یا الیوان؟

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:جمعه 20 مرداد 1396-11:11 ب.ظ

علویان نام رسمی روستا و سدّی در جوار آن از توابع مراغه است. اسم مزبور در تداول عامّه به صورت الئیوان (Eleyvan) تلفظ می‌شود. تبدیل اسم علویان به الئیوان اگرچه به لحاظ مورفولوژیک غیرممکن نیست، اما بعید به نظر می‌رسد. لذا تبدیل الیوان به علویان را باید تصرف علمایی Hypercorrection تلقی شود. می‌دانیم که علوی/علویه در قرون سابق به "سادات، اعقاب و ذراری امام علی(ع)" و احیاناً "آل ابی‌طالب" اطلاق می‌شده و در بعضی شهرهای بزرگ نظیر بغداد و همدان علویان نقباء و محلاتی داشتند. اما در آذربایجان، به دلایل مختلف، سادات و احفاد ائمه، در قرون اولیۀ اسلامی، ساکن نشده‌اند و امامزادگان این مناطق یا معتبر نبوده‌اند و یا آن که به اولیاءالله و شخصیت‌های متأخر و منفرد تعلق دارند.

***

اولین نکته‌یی که باعث تردیدم در فرم علویان شد، نکتۀ زیر در نقل قولی از شیخ صفی الدین اردبیلی بود:"آن الیوان پسر یعنی پیره خضر برزندی که او را الیوانی گفتندی، کجاست[؟]"[1].از اینجا معلوم می‌شود که الیوان "لقب" شخص بوده است و لابد به مناسبتی و دلایلی. تنها جایی که در آن ردّ پایی از این کلمه یافته‌ام، ترکی قشقایی است: هلئیوان(Heleyvan) را مؤلف قشقایی سؤزلویو "نام نژادی از اسب‌ها" توصیف کرده است. در واقع در منابع مربوط به ایل قشقایی، هلیوان به عنوان یکی از نژادهای اسپان، مکرراً مشاهده می‌شود. اعطای اسم/لقب اسپ یا نوعی از آن به افراد(به دلیل چابکی، رعنایی و..)غیرعادی نیست.

***

در جوار روستای الیوان/علویان، ایلخی آمادگاه/پادگان ایلخی مراغه قرار دارد و احتمالاً در گذشته هم این منطقه مرتع اسپان بوده است. می‌دانیم که شاه‌یوردی سهند هم، حداقل از صفویه به بعد، از مراکز تربیت و تکثیر اسپان ایلخی سلاطین بوده است. لذا در ییلاقات اطراف مراغه پرورش اسپ و ایلخی معمول بوده و اطلاق اسم نژادی از اسپان به یک محل، دور از انتظار نیست.

اگر در خصوص اتیمولوژی الیوان/هلیوان بپرسید باید بنویسم که به نتیجۀ مشخصی نرسیده‌ام. بعید نیست از زبان‌های سوبسترات یعنی ماقبل ترکی برجای مانده باشد و با توجه به روابط ایل قشقایی با آذربایجان انتقال این نوع اسپ یا نام آن به قلمرو ایل مزبور امری قابل تصور است. آیا الیوان با ایلوان(ilvan) "کِبْر، خودنمایی، آتراکسیون" رایج در آناتولی نسبتی  دارد؟ نمی‎توان با اطمینان اظهار نظر کرد. گرچه معانی این کلمه با مراد شیخ صفی نزدیک‌تر به نظر می‌رسد، اما اتیمولوژی آن هم مجهول و مبهم است.

***

بعدالتحریر: نکتۀ توپونیمیک دیگری که مؤید رواج پرورش اسپ در محال مراغه و اطراف است، و بعد از نشر مطلب حاضر به آن پی بردم، توپونیم اسفستانج است. اسفستانج اسم رسمی و دولتی روستایی از توابع بخش مرکزی مراغه بوده و در فاصله‌یی نه چندان زیاد از الیوان/علویان قرار دارد. تلفظ محلّی اسم، ایسفیستان(İsfistan) است که قاعدتاً فرم aspasthana در اوستایی را به خاطر می‌آورد و احتمالاً باقی مانده از زبانی ایرانیک است. اما نکتۀ عجیب آن است که توپونیم ما احتمالاً به جای aspa دارای فرم asva بوده و لذا بیش از اوستایی و فرمهای ایرانیک به سانسکریت شباهت دارد. باری *اسفستانه/اسفستان، به معنی محلّ وفور اسپ، اسپستان بوده است. اسبستان به عنوان توپونیم در نقاط دیگر هم وجود داشته و من جمله نام روستایی در جوار خرم‌آباد بوده که اینک به محله‌یی در آن تبدیل شده است. اما فرم اسفستان محتملاً قدیمی‌تر است.


[1]  شیخ حسن پسر شیخ ابدال پیرزاده زاهدی، سلسله‌النسب صفویه، به اهتمام: ادوارد براون، برلین: ایران ایرانشهر، 1343 هـ.ق ص87. 



نوع مطلب : یئر آدلاری 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
محمد اردم
شنبه 21 مرداد 1396 04:55 ب.ظ
سایین آیهان قارداشیم..
سیلدیم گؤروشونوز...چوخ آبارتیلی ایدی..
باغلاشیلایین
الله وار ائتسین سیزی هر زمان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo