تبلیغات
قوپونتولار: تورکجه اوزرینه دوشونمه لر - شیرین بیان

شیرین بیان

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:سه شنبه 7 شهریور 1396-04:52 ب.ظ

یکی از اولین کسانی که به تحلیل اتیمولوژیک اسم "شیرین بیان"(البته در ذیل آنالیز "ببر بیان") -این گیاه دارویی معروف و محبوب پرداخت- عباس ماهیار نوابی از طرفداران پرکار تئوری آذری بود که در مقالۀ "پنج واژه از شاهنامه" به این کار مبادرت کرد. به زعم وی، اجمالاً بیان در "ببر بیان" و "شیرین بیان"، متحول از "بَغان" به معنای خدایان بوده است. این دیدگاه به دلایل چندی معیوب و مشکوک است؛ صرفاً  اشاره می‌شود که اگر در ترکیب فوق به جای "بیان"، معادل مزعوم آن را قرار دهیم، ترکیبِ "شیرین خدایان" چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ بگذریم که تبدیل بغان به بَیان محتاج اقامۀ دلیل و ذکر شواهد بوده و تصور می‌کنم به سهولت نتوان از عهدۀ این مدعا برآمد. باری غرض از تسوید این اوراق آن است که ملاحظه کردم، محققِ اتیمولوژیست و اهل دقتی چون مصطفی ذاکری هم با تحلیل فوق همراهی و بر آن استدلال کرده است. وی در مقاله‌یی موسوم به "ریشه‌یابی یا ریشه‌تراشی" که در نقد اتیمولوژی‌های عامیانه و غیرعلمی نوشته، به دفاع از تز ماهیار نوابی برخاسته و اصولی را خود مطرح کرده، زیر پا نهاده و به بوتۀ نسیان سپرده است[1]؛ایشان توجه نداشته که اولاً شیرین بیان در فارسی متأخر است و می‌دانیم که در منابع فارسی کلاسیک به جای آن "مَهْک" و "سوس" وجود دارد. ثانیاً در منابع فارسی بر ترکی بودن آن تصریح شده است و من جمله در کتاب تحفۀ حکیم مؤمن، مؤلف حکیم آن، "شیرین بیان" را اسم ترکی سوس دانسته است. ثالثاً محقق ما به رواج کلمه در زبان‌های دیگر و بالاخص وسعت حوزۀ آن در زبان‌های ترکی توجه نکرده است. ضمن آنکه تعبیر شیرین بیان متأخر بودن فرم کلمه را، حتی در ترکی هم، هویدا می‌کند.

***

بیان(biyan) در ترکی اسمی کلّی است و با الحاق صفات مختلف به نباتات متعددی با شباهت ظاهری، اطلاق شده است. در ترکیه و آناتولی میان(meyan) تقریباً معادل شیرین بیان مورد نظر ماست. اما گاهی صفت تاتلی(=شیرین) هم دریافت می‌کند و نام گیاهی است که اسم علمی‌اش Glycyrrhiza Glabra است. در نقطۀ مقابل آن آجی بیان(acı biyan) یا فرم آناتولیایی آن آجی میان(acı meyan) قرار دارد. آجی بیان با اسم دیکنلی میان(dikenli meyan) و آجی پیان(acı piyan) هم خوانده می‎شود و در فارسی هم گاهی(احتمالاً تحت تأثیر فرم آشنای شیرین بیان و ترجمه از ترکی) تلخه بیان هم نامیده شده است. اما در فارسی اسامی دیگری نظیر ملو تلخه هم دارد. اسم علمی آجی بیان Gloebela alopercuroides بوده و در اغلب مزارع غلّات به عنوان علف هرز محسوب می‌شود. حتی وجود همین فرم هم بطلان ارتباط بیان با بغان را کفایت می‌کند. در آناتولی یک ساری میان/بیان(sarı meyan) هم وجود دارد و نباتی آندمیک یعنی مخصوص آناتولی محسوب می‌شود و اسم علمی‌اش Thermopsis Turcica است. کلمه بیان با فرم‌های متنوع در زبان‌های دیگر ترکی هم وجود دارد که ضرورتی برای بحث تفصیلی از آنها نیست و صرفاً اشاره کنم قیزیل میا(qızıl mia) در قزاقی معادل شیرین بیان است.

***

باری برویم سراغ اتیمولوژیِ کلمه. به دلیل تنوع فرم‌های کلمه و عدم تطبیق دقیق‌اش با قواعد فونولوژیک ترکی، احتمال دخیل بودنش جدّی است. نیشانیان منشأیی فارسی برایش ذکر کرده که خیال‌پردازی آن دست کمی از ادعای ماهیار نوابی ندارد و البته اشکالات بیشتری هم دارد. به زعم وی، بیان محرّف از بویان(=معطّر، بویناک) است. گذشته از اشکالات فونولوژیک و اینکه در فارسی کلمه فاقد مصوّت مدوّر است، شیرین بیان و آجی بیان، به واسطۀ بوی‌شان شهرت و برجستگی ندارند. ضمن آنکه کلمه از قدیمی‌ترین نمونه‌ها شکل میان یا بیان دارد. تیتسه با اشاره به تنوع اَشکال کلمه در لهجات ترکی، احتمال دخیل بودنش را طرح کرده و توجه را به mia(n) در مغولی جلب کرده است. احتمال دارد کلمه منشأ مغولی داشته باشد. اما ورود آن به ترکی نمی‌تواند متأخر باشد(و این منافاتی با مغولی بودن کلمه ندارد) زیرا کلمه را تقریباً به وفور در توپونیم‌ها می‌یابیم.

***

حسب اطلاع حداقل پنج روستا در ایران-که همگی در مناطق ترک‌نشین قرار دارد-اسم بیانلو دارد:

1.      بیانلو: روستایی تابع بخش مرکزی شهرستان بیجار.

2.      بیانلو: روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان خوی

3.      بیانلو: روستایی تابعۀ دهستانِ الویر در بخش خرقان شهرستان ساوه.

4.      بیانلو: روستایی در بخش مرکزی و دهستان اوریاد شهرستان ماهنشان

5.      بیانلو: روستایی از توابع دهستان تیرچایی در بخش کندوان میانه

·        حداقل یک بیانلوجه/بیانلیجا(Biyanlıca) هم وجود دارد:

1.      بیانلوجه: روستایی تابعۀ بخش سراجوی شرقی شهرستان مراغه

·        روستایی به نام "بیان" در دهستان شهیدآباد و بخش دشت مرغاب شهرستان خرم‌بید در استان فارس قرار دارد که با توجه به ترکیب جمعیتی ترک و فارس در شهرستان مزبور، اسم مذکور می‌تواند از مقولۀ اسامی فوق‎الذکر تلقی شود.

تصور می‌کنم این شواهد و قراین برای اثبات منشأ ترکی شیرین بیان و عدم ضرورت جستجوی اتیمون باستانی و شِبه آرکاییک برای آن، کافی باشد. در تبدیل بِیان به بَیان در فارسی، محتملاً کلمۀ شایع "بیان" مؤثر بوده و شاید هم شیرین بیان، معادل "شیرین سخن" پنداشته شده است!


[1]  مصطفی ذاکری، ریشه‌یابی یا ریشه‌تراشی، نامۀ ایران باستان، دورۀ 2، شمارۀ 1. صص7-96. 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
داش بولاق
دوشنبه 20 شهریور 1396 12:32 ق.ظ
سلاملار اوستاد ...

من شیرین بوین (buyan) ائشیتمیشم و منجه بو ائله بیلدیگیمیز بوین دن (داوار بوینی) گلیر نئجه کی شکیلده بو اوتون کؤکو اونا چوخ بنزردی...-
پاسخ محمد اردم : سلاملار
ساغ اولون گؤروش بیلدیردییینیز اوچون
آیهان همدانلی
چهارشنبه 8 شهریور 1396 10:42 ق.ظ
سلام خوجام
منجه بیانلو بیر ایل ادی اولابیلیر بیجاردا اولانلار دییرلر کی بیر خاندان ادی دیر اوندان باشقا چولبیانلو دا اذربالیحان دا بیر طایفه دیر هم شاهسونلرده هم قاراداغدا هم باتی اذربایجاندا البته بیر طایف ده وار ادی چربیانلو که خراساندا دیلار
پاسخ محمد اردم : سلاملار
احتمال دیشی ساییلماز اما اونا تاریخی بلگه و قانیت لازیم گلیر
ساغ اولون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo