تبلیغات
قوپونتولار: تورکجه اوزرینه دوشونمه لر - تشکیک در اسم آذری-1

تشکیک در اسم آذری-1

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:سه شنبه 24 بهمن 1396-08:37 ق.ظ

 اشارت: آنچه می‌خوانید تلفیقی از دو مطلب نسبتاً مجزاست که در سنوات قبل قلمی کرده بودم و اینک با تغییرات جزئی در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌گیرد. لذا ممکن است متن ناهمواریهای داشته باشد. اما چون تصور می‌کنم نتوانم در آینده قریب مجال ورود به این بحث را داشته باشم، نشر آن را مفیدتر از حفظ و آرشیو کردنش دانستم.

 از حدود یک صد سال قبل تا امروز، ایده‎ "آذری" ایجاد و ترویج شده است و حول آن ایده، یک برنامه تحقیقاتی (به معنای مورد نظر ایمره لاکاتوش) به وجود آمده است و محققان و مؤلفان متعددی در داخل آن پلان کلی به تحقیق و تألیف مشغول شده‌اند. جوهرۀ این ایده آن است که زمانی در آذربایجان زبانی به نام آذری وجود داشته و این زبان با آمدن ترکان مغولان به زور یا به تدریج متروک شده و مردم محل ترکی‌زبان شده‌اند. استنباط ضمنی و در اغلب اوقات صریح از این ایده آن است که چون ترکی، زبانی تحمیلی یا جدیدالورود است و چون مردم آذربایجان در اصل نژاد ترکی ندارند، بلکه ایرانی اصیل و آریایی نمی‌توان برای حقوق این زبان تلاش کرد و بهتر آن است که با برنامه‌ریزی به همّت مردم محلی به تدریج و یا به سرعت از شرّ یادگار مغولان و زردپوستان خلاص شویم.

 در خصوص مغالطۀ اخیر یعنی استنباط ضرورت نابودی ترکی و یا مستحق حقوق نبودن آن از راه اثبات فرضیه ترکی‌زبان شدن آریایی‌نژادان یا حداثت زبان ترکی در آذربایجان قبلاً بحث شده است. لذا در اینجا به آن نمی‌پردازم. اگر گزاره‌های این پارادایم را یعنی پارادایم آذری را تلخیص کنیم جوهرۀ آن را در موارد زیر می‌توان پیدا کرد.

1.      قبل از ورود زبان ترکی، زبانی به نام آذری در آذربایجان رایج بوده است.

2.      آذری یکی از لهجه‌های فارسی/پهلوی (بنا به نظرات مختلف) بوده و تا دوره‌های اخیر رایج بوده است. بعضی این تأخر را حتی تا قرن دهم هجری بعضی تا عصر قاجاری و بعضی حتی تا صد سال قبل هم گفته‌اند.

3.       بقایایی از زبان آذری در مطاوی کتب و دواوین شعرای متقدم باقی مانده که از آن جمله است دوبیتی‌های شیخ صفی الدین اردبیلی

4.       علاوه بر قطعات مذکور در بند ۳، الفاظ فراوانی از زبان آذری در زبان ترکی آذربایجان باقی مانده است. برخی اعتقاد یافته‌اند که حداکثر ۲۰ تا ۳۰ درصد لغات و عناصر موجود در ترکی آذربایجان از ترکی است و مابقی از آذری و فارسی. در این زمینه لغتنامه ها و واژهنامه های متعددی تالیف و منتشر شده است. برخی نیز از ترجمه اصطلاحات فارسی در "آذری" و به قول خودشان تعبیرات مشترک بحث کرده و کتاب‌ها و تألیفاتی هم منتشر کرده‎اند. در این زمینه هم نکته هایی قبلاً مورد بحث قرار گرفته است و غیرعلمی بودن اغلب آنها نشان داده شده است.

5.       اسامی جغرافیایی/توپونیم‎های آذربایجان هم، تورک نشین نبودن و آذری بودن اهالی را اثبات می‌کند. اسامی روستاها، رودخانه‌ها و کوه‌ها و و.. مؤید این ادعاست.

6.        ترکی به زور بر مردم آذربایجان تحمیل شده و به دلیل اکثریت یافتن ترکان نبوده است. چون حکام محلّی ترک بودند مردم مجبور شدند که ترکی صحبت کنند و زبان ترکی این چنین رواج یافت.

7.       چون ترکی زبان اصلی (و حتی مادری) مردم آذربایجان نبوده و مردم آذربایجان از نژاد آریایی هستند، هر کس از زبان ترکی و حقوق آن دفاع کند، عامل خارجی، پانتورکیست، جاسوس و نظایر آنهاست. زیرا انسان شریف آذربایجانی، همواره عاشق زبان فارسی بوده و آثار فراوانی به آن خلق کرده است. پس دلیلی ندارد که این گوهر را بدهد و آن جنس تقلبی و خزف را بگیرد(این سفسطه را هم مستقلاً تحلیل کرده‌ام).

8.      راه خروج از مشکلات این "میراث شوم"، یعنی زبان تحمیلی ترکی، آموزش و پرورش یا به تعبیر عصر رضاخانی معارف و تربیت است.

***

میتوان گفت که گزاره‌های فوق خلاصه‎یی از آراء شارحین این تئوری است. البته در جزئیات و استدلالات این محققین تفاوتهای جزئی هم مشاهده می‌شود. بعضی از آنها در حوزه‌های خاصی "تخصص" یافته‌اند؛ مثلاً م.ج. شعار بر لغات دخیل از "آذری"، متمرکز شده بود؛ ادیب طوسی، عباس ماهیار نوابی روی بقایای مکتوب آذری و زبان روزمره مردم کار می‎کردند. عبدالعلی کارنگ، منوچهر مرتضوی بر لهجههای زنده و بازماندۀ ادعایی از آذری تمرکز داشتند. البته افراد دیگری هم روی مباحث کلّی و مشتمل بر همه گزارههای فوق کار کرده‎اند؛ احمدکسروی، یحیی ذکاء، محمد امین ریاحی خویی، عباس اقبال آشتیانی و دیگران. به عنوان کسی که مدتی از عمر خویش را صرف مطالعه این قبیل آثار کرده است، میتوانم بگویم که به ندرت نکته خارج از آثار مؤلفین فوق وجود دارد که در آثار دیگر آمده باشد. به تفاریق مطالبی در نقد بعضی از وجوه گزارههای پارادایم آذری نوشتهام و انشاالله باز هم در فرصتهای آتی خواهم نوشت. آنچه در این مختصر بر آن تأکید و اصرار دارم، نقد صحّت، اعتبار و دقت تعبیر آذری است که اغلب بی‌توجه به سابقه، شمول و وثاقت آن، لقلقه لسان می‌شود.

 آیا چیزی به نام زبان آذری وجود داشته است؟

 معتقدم که اصطلاحا آذری به عنوان یک زبان جعلِ احمد کسروی است. در ادامه از آن تفصیلاً بحث خواهد شد. اما قبل از آن، ایضاح یک نکته ضروری است، نکته‎یی که قبلاً هم از آن بحث کرده‌ام. انکارِ اصطلاحِ آذری به معنای نفی وجود زبان‌های غیرترکی در آذربایجان چه در طول تاریخ و چه در حال حاضر نبوده و نیست. معتقدم با آن که به قول مرحوم پروفسور هنینگ نمی‌توان از ماهیت زبانی که در گذشته‌های دور در آذربایجان رایج بوده با دقت و قطعیت سخن گفت، اما می‌توان نکاتی را در این زمینه استنباط کرد. شخصاً بر این اعتقادم که در گذشته، زبان‌های تالشی و تاتی قلمرو و حوزه های وسیع تری داشتند و بسیاری متکلمین به آنها جابجا شده و به نواحی شرقی‌تر کوچ کرده‌اند. از طرف دیگر زبان گورانی که اینک در کردستان و مناطقی از کرمانشاه و عراق متکلمینی دارد، احتمالاً در گذشته در عرض‌های شمالیتر بوده و با آمدن ترکان و ییلاق و قشلاق عشایر ترک و مغول به نواحی جنوبی‌تر رانده شده‌اند. اطلاق عنوان گوران به اهل حق یادگار آن دوره می‌تواند باشد. در دوره‌های اخیر هم با ورود و بعدها اسکان عشایر کُرد، دایره حضور گورانها محدودتر شده است. متکلمین زبان زازا در ترکیه که در مناطق مرکزی آناتولی حضور دارند و خویشاوندی زبانشان با تالشی محرز به نظر می‌رسد- احتمالا مدت‌ها در آذربایجان ساکن شده‌اند و بعدها در اثر فشار جمعیتی و یا حوادث سیاسی به نواحی غربی‌تر کوچ کرده‌اند[1]. علاوه بر اینها زبان‌های اقلیت مانند ارمنی، آشوری/سریانی و عبری(احتمالاً)، گرجی و محتملاً زبان‌های قفقازی هم در مناطقی از آذربایجان شایع بوده‌اند و احتمالاً بتوان بقایایی از آنها را در اعلام جغرافیایی، توپونیم‌ها و نظایر آن یافت. مثلا در روضۀ اطهار حشری تبریزی، مزارات بسیاری از مشایخ و عرفایی ذکر می‎شود که اهل سایر ولایات و بالاخص صفحات گیلان بودهاند. بی‌شک به دلایل استراتژیک و جغرافیایی اقوام دیگری هم از این نواحی عبور کرده و یا در این مناطق ساکن شده‌اند. برخی اشارات پراکنده به حضور اقوام کرد و قشلاق آنها در مناطقی چون سواحل ارس، اشنویه، شهرزور و نواحی دیگر شمال عراق که از قرون پنجم و ششم قابل تشخیص می‌شود، نیز حائز اهمیت است. البته کردهای امروزی در آذربایجان عمدتاً از عصر صفویه و با جریانهای سیاسی و با هدف جذب عشایر کرد در جنگ با عثمانی در نواحی آذربایجان و جنوب آن اسکان یافته‌اند. اسامی جغرافیایی ترکی در این نواحی و جدیدالتاسیس بودن عموم شهرهای کردنشین جنوب آذربایجان هم این ایده را تایید می‌کند. در هر حال منظور من انکار وجود این تنوع نبوده و نیست. هدف نشان دادن این نکته است که تنوعات مذکور با اصطلاح آذری یک کاسه شده تا در ایجاد تقابل و دوآلیسم "ترکی-آذری" جبهه ضدترکی را انسجام و وحدت بخشد. در این تجمیع/تلفیق/ترکیب، نکات ظریف و مهمی وجود دارد که در ادامه به بعضی از آنها اشاره خواهد شد.

***



[1] برخی ناسیونالیست‌های کرد، زازاها و گورانها را به همراه لرها، کرد می‌خوانند. البته امر و ادعایی غیرعلمی است. کردی عبارت از سورانی و کرمانجی بوده و به زبان‌های ایرانیکِ جنوب شرقی تعلق دارد و لذا با فارسی و بلوچی نزدیک و همریشه است. گورانی، زازایی و تالشی از زبان‌های ایرانیکِ شمال غربی محسوب می‌شوند. در این خصوص می‌توان به مقالات آساطوریان و مکنزی مراجعه کرد.

[2]  ضرورتی برای ذکر مآخذ این نقل قول‌ها نیست. کافی در اینترنت  الفاظ فوق یا تعبیر آذری تایپ شود تا صدها وبلاگ و وب سایت و پرتال که آذریات را بدون ادنی تصرفی نقل و تکرار میکنند، ظاهر گردد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo