زبان گلین قیه و ارتباط آن با آذری-1

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:جمعه 18 اسفند 1396-01:48 ب.ظ

 گلین قیه(Gelin Qaya) اسم روستایی در محالِ هرزندات مرند است که تا چندی قبل، به دلیل وجود شعبه‌ای از زبان تالشی در این محل مورد توجه قرار گرفته و زبان اهالی آن به عنوان بازمانده و "فرزند اصیل لهجه کهن آذری" محسوب شده است.. درباره سوءاستفاده علمی از این زبان با تفصیل بیشتر در ادامه بحث خواهد شد. اما قبل از آن اشاره به چند نکته مقدماتی ضروری است.

اسم گلین قیه

اسم روستا و معنای واضحی دارد؛ "صخره عروس" یا "عروس سنگی". اینکه از زبان اهالی نقل میشود که اصل اسم آن گَلَن قیه(Gelen Qaya)‌ بوده به معنای "صخره در حال سقوط اجتهاد در مقابل نص و از مقوله اتیمولوژی عامیانه(Folk etymology)است. کم‌اهمیت‌تر از آن تحلیلی است که اخیراً در برخی وبلاگ‌ها مشاهده می‌شود و می‌کوشد با تبدیل گلین به کُلین، گویا به معنای خاکستری در تاتی و تالشی، آن را صخرۀ خاکستری معنی کند(معلوم نیست این وسط تکلیف قایا/قیه ترکی چه می‌شود؟).

گذشته از تلفظ مردم محل و منابع مکتوب و مستند که صحت اسم را تائید می‌کنند، باید گفت که اسم روستا با افسانه و فولکلور ترکی نیز ربط مستقیمی دارد. موتیفِ تبدیل عروس به سنگ در قصه‌های آذربایجان و آناتولی مکرراً مشاهده می‌شود و بی‌شک منبع تسمیۀ روستا نیز حکایتی از مقوله فوق بوده است.

ترجیح هرزن بر گلین قیه

به نوشته محققینی که درباره‌ی زبان گلین قیه تحقیق کرده‌اند، مرکز اصلی زبان، روستای گلین قیه بوده و این روستا در آغاز دهه ۱۳۳۰ حدود دو هزار نفر جمعیت داشته و تنها چند خانوار در روستاهای هرزند عتیق/ کهنه هرزند/داش هرزن و بابره و احیاناً قشلاق و یکی دو روستای دیگر هم افرادی با این زبان آشنایی داشتند. جالب است که به جای زبان گلین قیه که ابتدا در عنوان کتاب یحیی ذکاء هم آمده بود، اسم هرزن و زبان هرزنی مورد توجه قرار گرفت و در نوشته‌ها و آثار امثال منوچهر مرتضوی و عبدالعلی کارنگ این اسم محوریت یافت. به نظر میرسد، دلیل این امر اسم ترکی روستای گلین قیه باشد که با ادعای قدمت زبان نمیتوانست مطابقت داشته باشد. علاوه بر اسم گلین قیه، سند حل اختلافی که عباس ماهیار نوابی از اساتید دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز (در دهۀ 1330)منتشر کرده و گویا هدفش آن بوده که قدمت اسم هرزن (و نه هرزند) را اثبات کند، دلیل روشنی بر حضور ترکان در این صفحات در قرن هشتم هجری است. در سند مزبور اسم‌های نظیر املاک الاکی، کوچک‌تپه، چارک دمور، اراضی میاب و رودخانه ارسره دیده میشود. از آن میان کوچک تپه و چارک تمور آشکارا ترکی‎اند. با آنکه جزء چارک در اسم چارک دمور معلوم من نشد، اما جزء دوم یعنی دمور، که امروز در همان محل هم به نقل ماهیار نوابی دمیر تلفظ می‌شود، تردیدی در ترکی(اوغوزی) بودنش نیست. الفاظ کوچک‌تپه نیز بی‌تردید ترکی است. سایر اسامی ترکی به نظر نمیرسند. اما نباید از نظر دور داشت که اسامی جغرافیایی یعنی توپونیم ها علی الخصوص پس از کتابت و ورودشان به اسناد ملکی در قبالجات، به سهولت تغییر نمیکنند. نمونه واضح آن اسامی قراء و قصباتی است که در صفوه‎الصفای ابن بزاز اردبیلی آمده و هنوز هم پس از ۷ قرن همچنان رایج‎اند. باز هم باید اشاره کرد که روستاهای زیادی دارای ۲ یا حتی ۳ اسم‎اند که محافظهکاری اسامی مکتوب را علیرغم گذشت قرن ها از زمان منسوخ شدن اسامی مزبور در زبان محاوره، نشان می‌دهد. بنابراین وجود اسامی جغرافیایی غیرترکی را نمی توان سند ترک نبودن اهالی یا عدم تغییر بافت قومی و دموگرافیک مناطق فوق و نقاط مشابه دانست. در این خصوص اشاره به اسامی ترکی در مناطق کردنشین مهاباد، بوکان، سقز، بیجار و ..کافی است. انشاءلله به این نکته در مطالب آینده با تفصیل بیشتری خواهیم پرداخت.

تاریخچۀ مطالعه زبان گلین قیه

اولین بار پس از انتشار رساله کسروی نمونه های زبان گلین قیه برایش ارسال کردند. وی در چاپ دوم رساله و وضعیت نمونه های مزبور را در آن رسالۀ آذری یا زبان باستان آذربایجان، درج کرد. بعد از یحیی ذکاء بر پایه روش محمد مقدم در کتاب گویش های وفس و آشتیان که از آثار نسبتاً متدیک است، نمونه های از زبان گلین قیه را گردآوری و منتشر کرد. عبدالعلی کارنگ که گویا قبل از ذکاء به جمع آوری مطالب اقدام کرده بود، ماتریالهای خود را، همراه با واژه نامه تاتی خلخالی در سال ۱۳۳۳ و با نام تاتی و هرزنی دو لهجه از زبان باستان آذربایجان منتشر کرد. بعد از وی منوچهر مرتضوی در مقالات متعددی در نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز منتشر کرد و جنبههایی از زبان مذکور را تحلیل کرد. سپس مجموعه مطالب را در کتاب زبان دیرین آذربایجان گرد آورد که چند بار و از جمله توسط موقوفات دکتر افشار منتشر شده است. کتاب های کارنگ و مرتضوی حاوی مقدمه های مفصلی درباره زبان آذری و حداثتِ ترکی در آذربایجان بوده که البته تلخیص و تتمیم رساله آذری کسروی است و بس.

گلین قیه‎یی؛ زبان یا لهجه؟

اصولاً تفکیک زبان و لهجه امری سیاسی است. به عبارت دیگر هرگاه متکلّمان یک لهجه، قدرت سیاسی را به دست آورند، معمولاً لهجۀ آنان محور قرار می‌گیرد و مابقی لهجات با آن سنجیده میشود و بر اساس قرابت و غرابت لهجه ها به آن لهجه مرکزی/استاندارد/ دولتی از سلسله مراتب ارزشگذاری و پرستیژ اجتماعی برخوردار می‌شوند. محققان لهجه را با ملاک تفاهم متقابل(Mutual intelligibility) ارزیابی میکنند؛ اگر متکلمین دو گویش/زبان بتوانند به سهولت و با نسبت درصدی بالا تفهیم و تفاهم داشته باشند، رابطه بین آنها رابطه دو لهجه محسوب می شود و در غیر این صورت آنچه را که بدان تکلم می شود، باید دو زبان مجزا دانست.

در خصوص زبان گلین قیه‎یی باید گفت که محققان آذریست را لهجه‎یی از  زبان آذری باستانی میخوانند؛ همان حوالت به عالم اشباح که قبلاً اشاره کرده‌ا

م. اما واقعیت آن است که اگر گلین قیهیی لهجه‎یی به حساب آید، که گویا در قیاس با زبان تاتی کرینگان در ناحیه دیزمار چنین است، لهجه‎یی از تالشی خواهد بود و نه زبان آذری که از گرامر آن اطلاع قابل ملاحظه ای نداریم.

روابط گلین قیه‎یی با تالشی

اولین محققی که به وضوح به منشأ تالشیِ زبان گلین قیه اشاره کرده، مرحوم والتر برونو هنینگ استاد معروف زبان های ایرانیک است. وی ضمن مقاله‎یی معروف(زبان کهن آذربایجان) با اشاره به انطباق نمونههای موجود از گلین قیه‎یی با زبان تالشی، به نقل از مسیونرهای مسیحی اشاره کرد که اهالی محل حدود ۲۰۰ سال قبل (مقاله در دهه ۱۹۶۰ تألیف شده) از تالش به آن محل مهاجرت کرده‌اند. جالب آنکه بنا به نقل یحیی ذکاء و منوچهر مرتضوی، اهالی خود روایتی از مهاجرت خویش از ناحیه تالش در اذهان داشتند. حیرت آور است که مرتضوی به این روایت وقعی نمی‌نهد و زبان آنها را همان زبان باستان آذربایجان و خلف آن می‌خواند!

 تصور میکنم که غیر از شباهت گرامر و ذخیره واژگان تالشی و جدید که در بدو امر آشکار می شود، حداقل دو دلیل دیگر هم بر عدم قدمت حضور زبان مذکور در منطقه و بطلان دعوی ربط گلین قیه‎یی و "زبان باستانی و حقیقی آذربایجان" وجود دارد؛ کلمات ترکی فراوانی که در این زبان وارد شده و لیستی از آنها را در انتهای مطلب حاضر به نقل از منابع فوق خواهم آورد. نکته آن است که همۀ لغات تازه و جدید محسوب می شوند. حال آنکه اگر چنین زبانی در تماسی هفتصد-هشتصد ساله با ترکی قرار میگرفت، علی القاعده باید الفاظی از ترکی قدیمی را هم حفظ میکرد. کما اینکه بعضی لغات باستانی را هم در خود دارد. بنابراین تماس با ترکی باید جدید تلقی شود. نکتۀ دوم اسامی توپونیمیک در منطقه است که اساساً ترکی است. غیر از گلین قیه، روستاهایی مانند قشلاق و مناطق مجاور و داخل روستاها و حتی اسم روستای چای هرزن (Çoy Horzan) هم ترکی است. حال آنکه اگر از اعصار قدیمی اهالی این نواحی به همین زبان تکلم میکردند، اسامی آن نواحی ترکی نمی‌بود.

مهاجرت، کوچ و اسکان عشایر و روستاییان با انگیزه ها و اهداف سیاسی امری ناشناخته نیست. برای نمونه نزدیکتر به دوران ما می‎توان به اسکان طوایف کُرد در حدود ۳۰ روستای خلخال در ۲۰۰ سال گذشته اشاره کرد که در مسائل عصر مشروطه هم مکرراً ذکر اعمالشان دیده میشود.

لیست کلمات ترکی دخیل در زبان گلین قیه‎یی

این لیست براساس تحقیق کارنگ تهیه شده است. منوچهر مرتضوی -به تصریح خودش عمداً-از ذکر کلمات ترکی اجتناب کرده است. کارنگ نیز همه الفاظ ترکی دخیل را- به قول خودش- ذکر نکرده است. ذکر این نکته هم لازم است که بعضی از کلمات مذکور در این فهرست منشأ ترکی ندارند، اما فرم دخیل در گلین قیهیی از ترکی دخیل است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
هومن
شنبه 8 اردیبهشت 1397 11:25 ب.ظ
درباره زبان باستان شهر مقل ارومیه اطلاعی دارید
پاسخ محمد اردم : ندارم..اگری چیزی می دانید لطف کنید بنویسید
ممنون
محسن
شنبه 19 اسفند 1396 12:05 ب.ظ
گوزل یازی.ساغ اولون اردم بئی.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo