اُزگَل

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:چهارشنبه 21 شهریور 1397-11:36 ب.ظ

در میان واژگان آرگوی فارسی، اُزگل لفظی است که در دوره‌یی نسبتاً متأخر ضبط شده است. به طوری که در لغتنامۀ دهخدا و فرهنگ معین ذکری از آن نیست. شاید عمید قدیمی‌ترین لغتنامه‌یی باشد که اُزگل را ضبط کرده و ضمن شرح معنای به "بی‌تربیت، خشن، احمق" منشأ لفظ را ترکی دانسته است. فرهنگ سخن هم ازگل را "کم‎شعور و بی‌فرهنگ" تلقی کرده و (احتمالاً به اقتفای عمید) آن را دخیل از ترکی ضبط کرده است. هیچ یک از مأخذ مزبور، اتیمون ترکی برای کلمه ذکر نکرده‌اند. قبل از ورود به آن مبحث اشاره به یک نکتۀ حاشیه‎یی هم مفید خواهد بود؛ ازگل ظاهراً ارتباطی با اُسکول/اُسکُل ندارد. اسکول لفظی عامیانه و با لحنی کمتر توهین‌آمیز است. گرچه تأثیر و تأثر آنان از همدیگر قابل تأمل است. محققین اشاره کرده‌اند که اسکول/اسکل محتملاً از عثکول عربی مأخوذ است و لفظ عربی بر "خوشۀ خالی خرما" دلالت دارد. تبیین سمانتیک ارتباط دو لفظ صعوبتی ندارد اما رواج چنین لفظی در فارسی عامیانه-آن هم در حالی که در لسان فصحاء هم کلمه شایعی نبوده-قدری بعید می‌نماید. بعید هم نیست که اسکول تحریفی عامدانه از لفظ قبیح و عامیانۀ مشهور باشد. شاید هم لفظ عربی به مرور تحت تأثیر تعبیر موهن مزبور و مشهور، تحول معنایی طی کرده باشد. اختلاط و contamination معنایی آن با اُزگل هم بعید نیست. زیرا که هر دو به یک کاته‌گوری تعلق دارند و طبقات مشابهی از آنها استفاده می‌کنند. الفاظ عامیانۀ دیگر نظیر شاسکول و مشابهاتش هم باید تحریف expressive همین اسکول تلقی شود.

باری برویم سراغ اُزگل: به زعم من ازگل، مأخوذ از اؤزگه(Özge) در ترکی است؛ اؤزگه معانی "بیگانه، غیر، غریبه، اجنبی، نامحرم" دارد و می‌دانیم که الفاظ دالّ بر "اجانب، اغیار، بیگانگان" بار معنایی منفی دارند و یا به مرور کسب می‌کنند. برای مثال عجم و اعجمی، بیگانه و اجنبی و اجانب در فارسی، بربر در یونانی و السنۀ غربی دلالت‎های ضمنی و صریح منفی، توهین‌آمیز و ضدبیگانه/ضدخارجی(Xenophobic)دارند. احتمال قوی آن است که این اصطلاح از ژارگون قاجاریه به لسان عامۀ طهرانی راه یافته باشد. می‌دانیم که در آرگوی فارسی تهرانی، اصطلاحات ترکی به وفور ضبط شده است. در خصوص اضافه شدن ـل انتهایی، باید آن را تحولی در جهت بستن هجای باز انتهایی تلقی کرد.

دربارۀ اتیمولوژی اؤزگه در ترکی هم-آن طور که محققین اظهار کرده‌اند-باید آن را مرکب از اؤز(=خود، نَفْس) به اضافۀ فرم آرکاییک پسوند داتیو(مفعولٌ الیه) یعنی –gA دانست. اشتقاق باشقا(=دیگری، غیر)هم از همین طریق تبیین می‎شود: باش(=سر)+ –gA




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
محمد
یکشنبه 25 شهریور 1397 12:38 ب.ظ
چابانیزدان دولایی چوخ ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo