طرح یک اتیمولوژی برای جُعلّق

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:پنجشنبه 10 آبان 1397-02:12 ب.ظ

 جُعلَّق در فارسی عامیانه به "افراد بی سر و پا، بی‌ادب، احمق و فرومایه" اطلاق میشود و از الفاظی است که اتیمولوژی آن به طرز رضایتبخشی بیان نشده است. دکتر علی اشرف صادقی در سری مقالات "پژوهش های لغوی"( نامه فرهنگستان، شماره9،  1394، صص 113-۱۱۴) ضمن ردّ پیشنهاد علامه محمد قزوینی (یعنی متحول بودن جُعلّق از جولقی موجود در آثار کلاسیک و منجمله اشعار مولوی) دیدگاهی را طرح میکند که به نظرم کمتر از آن محل اشکال نیست. دکتر صادقی برای نظر علّامه قزوینی دو ایراد (و فی‎الواقع سه اشکال) می‌گیرد؛ وجود تشدید در کلمه و مصوت a در هجای دوم، فقدان بار منفی در جولقی و دشنام بودن جُعلّق. به نظرم اشکال تشدید را با  عامیانه و لذا اکسپرسیو شدن آن می‌توان رفع و رجوع کرد؛ تحول معنایی هم میتواند ایراد دوم را مرتفع کند( از ژنده پوشی به بی سر و پایی). اما ایراد مصوت a به سهولت قابل رفع نیست.

دکتر صادقی اشاره میکند که کلمه چهار واریانت دارد: جُعلّق، جُعلّقی، جُعلّنق  و جُعلّنقی. ایشان قدیمی‌ترین شاهد را هم از بهار عجم لاله تیک چندبهار هندی آورده‌اند. دعوی دکتر صادقی آن است که این لفظ در اصل جُعَل + نقی بوده و احتمالا لقب شخصی نقی نام که ملقب به جُعَل بوده است؛ یعنی حشره معروفی که از فضولات تغذیه می کند. سپس این اسم و لقب، نظیر بعضی اسامی خاص حالت عمومی و عام یافته است. اگر این تحلیل را، که به نظرم متکلّف است، قبول کنیم فرم جُعلَّق و جُعلّنق  قابل توجیه نخواهد بود. علاوه بر آن در القاب عامیانه از لغات دم دستی استفاده می‌شود، ولی جُعَل لفظی علمایی و دیوانی بوده است. از طرف دیگر در فارسی معمول است که القاب بعد از اسم ذکر می‌شود. به عبارت دیگر انتظار می‌رفت که با فرمی نظیر *نقی جُعل یا *نقی جُعَله مواجه شویم. لذا "جُعَل نقی" حال و هوای فارسی ندارد.

اتیمولوژی پیشنهادی

کلمه در فارسی متأخر بوده و تطبیق آن با جولقی خالی از اشکال نیست. از طرف  دیگر جُعلَّق عامیانه بوده و می‌دانیم که در آرگوی فارسی الفاظ ترکی متعددی وجود دارد، الفاظی که در لسان فصحاء و شعرا یافت نمی‌شود. با این مقدمه، پیشنهادی ترکی برای جُعلّق دارم و اشکالات مقدّر را هم، تا حدودی که می‌دانم و جوابشان را درج خواهم کرد. به عقیده من جُعلَّق ملفوظی از چوللوق/جوللوق(çulluq) در ترکی است. کاشغری چولیق(çulıq)را پرنده‌ی آبی در حد و اندازه‌ی فاخته می‌داند. چوللوق در زبانهای ترکی جنوب غربی به پرندگان متعددی که البته از یک خانواده‌اند، اطلاق شده است (از جملهEurasian Woodcock).  در آناتولی جولوق(culuk) به معنی "بوقلمون" رواج بسیاری دارد و واریانت چولوق(çoluk) به بلدرچین اطلاق می‌شود (فی‌الواقع پرنده چوللوق به لحاظ رنگ، شباهتی به بلدرچین دارد). چولوق به معنای بلدرچین در سینوپ و لهجات آنکارا هم وجود دارد. چولوق(çuluk)به معنای بوقلمون در بولو، چوروم، گوموشخانه موجود است و به معنای (قاعدتاً مجازی) در کیرازلیِ ولایت آرتوین به "احمق، ویلان" رواج دارد. علاوه بر شکل ظاهری پرنده و بالاخص منقار غیرعادی آن، اطلاق نام آن به بوقلمون و طیف معنایی آن هم در تحول سمانتیک کلمه میتواند موثر بوده باشد. ویژگی ممتاز پرنده همان طور که اشاره شد منقار باریک و نسبتاً بلند آن است. تحول معنایی اسامی پرندگان در ترکی و اغلب زبان‌ها سابقه دارد: قوزغون (لاشخور که هر دو لفظ، طیف معنای وسیعی دارند)؛ چایلاق (غلیواج، آدم مذبذب)؛ توْی (پرندهیی که در آذربایجان بیشتر با اسم چالاغان شناخته میشود: ناشی، آش‌خور)؛ قجله (زاغچه، مجازاً:حرّاف و ورّاج). لئیلک (لک‌لک: دراز قد و بی‌قواره) و قس علی هذا. چوللوق را در فارسی "ابیا" خوانده‌اند که ظاهراً گیلکی و جدید بوده و اسم چندان شایعی هم نیست. در آذربایجان اسم رایج‌تر پرنده، چیلینگ دیمدیک< چیلیک دیمدیک است و به زعم من اسم مزبور حاصل یک Folk etymology است و قسمت اول(چیلیک) بر اساس شکل منقار پرنده مزبور تفسیر و تحریف شده است. اما علاوه بر آناتولی و ترکی استانبولی شواهدی از رواج این کلمه در لهجه‌های ترکی ایران هم(من جمله در اورمیه) وجود دارد و لفظ مزبور در فارسی ساوه هم(به شکل چوللو) ضبط شده است.[1] شاهد دیگر دالّ بر رواج این کلمه به معانی مزبور جولوق(coluq) شایع در قراداغ است که که در دیل دنیز "پر کننده، پشم ریخته، بدبخت و گدا" معنی شده است (ص353). بعید نیست که در تحول معنایی این واریانت جُلّ عربی(>چول/çul ترکی) ذی‌مدخل باشد. در تحول و تطور کلمه در فارسی هم ممکن است جولقی هم موثر بوده باشد و contamination اتفاق افتاده باشد.

اما اشکالات احتمالی: راجع به تفاوت مصوت هجای دوم احتمال میرود فرم فارسی از واریانتی به شکل çulıq اخذ شده باشد. در خصوص تبدیل چ>ج،  علاوه بر تطور تاریخی مشابه در بسیاری از کلمات ترکی، تاثیر جولقی را هم نباید نادیده گرفت؛ تشدید در اصل ترکی وجود دارد و محتملاً  به دلیل کوتاه شدن مصوت طویل قبل از آن است. بعید نیست که ظهور شکل جُعلَّق تحت تاثیر مُعلَّق هم بوده باشد. در هر حال لفظ عامیانه بوده و این قبیل تخلیطها و contamination طبیعی است. در خصوص شکل جعلّقی، باید علاوه بر تأثیر احتمالی جولقی، یای مصدری و یا یای نسبت را هم از نظر دور نداشت. اما فرم جعلنق و جعلنقی ممکن است حاصل دیسیمیلاسیون لام مشدّد باشد: ll>ln. گرچه این احتمال را هم نمی‌توان نفی کرد که ممکن است ادخال صامت (epenthesis) نون صورت گرفته است.


[1]  احمد نعمتی گویش ساوه ، در: ساوه‌نامه: مجموعه مقالات مجمع تاریخ و فرهنگ ساوه، همدان: ندای اکباتان؟ ۱۳۶۹.ص 120.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo