تبلیغات
قوپونتولار: تورکجه اوزرینه دوشونمه لر - مطالب دوشونجه

در نقد یک سفسطه

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:یکشنبه 26 شهریور 1396-09:56 ب.ظ

در منابع سیاسی-ایدئولوژیک آذریسم، دعوی سفسطه‌آمیزی را مکرراً می‌توان دید که خلاصۀ آن به قرار زیر است: 1 . ترکی زبان کتابت نبوده و در گذشته ترکان به فارسی می‌نوشتند و حتی مکاتبه می‌کردند.[بنابراین] ترکی‌نویسی و مطالبۀ آموزش آن و یا طلب اعطای جایگاه و حقوقی به آن، امری بی‌سابقه و جدید بوده و [احتمالاً /علی‌القاعده] نشأت گرفته از خارج/بیگانگان و.. است. در ورژن‌های مختلف این "استدلال"، اشاره می‌شود که امپراتوری‌ها/ حکومت‌ها/سلسله‌های و.. ترک، فارسی را زبان دیوانی/درباری خود قرار داده‌ بودند و اهمیتی به ترکی نمی‌دادند. 2. شعراء و ادبای ترک به فارسی شعر می‌سرودند و آثار فارسی عرضه می‌کردند. 3. معدود آثار موجود ترکی هم ترجمه و اقتباس از فارسی است و در جنب ادبیات/شعر فخیم فارسی حائز اهمیت نیست... از اینجا به صورت صریح یا ضمنی نتیجه می‌شود که در حال حاضر هم پرداختن به ترکی سودی ندارد و اساساً ترکی چیزی برای عرضه کردن ندارد و نباید  در مقابل فارسی "عَلَم" شود.

پرویز ورجاوند در مصاحبه‌یی(که مع‌الاسف اینک آدرسش را به خاطر نمی‌آورم) نقل می‌کند که در آذربایجان، افراد عامی پیش آخوندِ دِه یا ملای محلّه می‌رفتند و از وی می‌خواستند، آنچه را که بیان می‌کنند به صورت نامه، مکتوب کند. ملا نیز آن را به فارسی ترجمه کرده و کتابت می‌کرد. در مقصد و حین قرائت مکتوب، عکس این پروسه رخ می‌داد و روحانی، نامه را به فارسی قرائت کرده و برای عامّه ترجمه می‌کرد. ادعاهای مشابه در سایر تألیفات ناسیونالیستی و شبه‌ناسیونالیستی وجود دارد

***

شواهد متعددی دالّ بر وجود و رواج پروسۀ مورد نظر ورجاوند موجود است. از جمله یکی از اعضای به ظاهر دور و به باطن قریب خانواده-که مؤمن وارسته‌یی بود و در مکاتب قدیمه تحصیل کرده بود(رحمه الله علیه رحمهً واسعه)- قصه‌یی از نامه‌نگاری خودش را به سبک فوق نقل می‌کرد و فکاهی نهفته در آن را بیان می‎نمود؛ گویا زارعی، زمینی را از فردی-که در زمان مکاتبه در تهران بوده-اجاره کرده بود و ظاهراً موجر از توافق عدول می‌کرده است. یکی از بستگان موجر نامه‌یی انشاء می‌کرده و اظهار می‌داشته که فلانکس به "قول و قرار " وفادار نیست: " مشه فلان، قویدوغون قرارا دورمور". جدای از صعوبت ترجمۀ تحت‌اللفظی اصطلاح فوق، فرد انشاء کننده از نتیجۀ حاصله راضی نمی‌شده و آن را در بیان مقصود خویش کافی و وافی نمی‌دانسته است.

***

قصد ندارم در خصوص ادعاهای فوق وارد مناقشه شوم و ان قُلت‌هایی بیاورم. فرض را بر صحّت همۀ مدعیات می‌گذارم و استدلالم این است که به فرض قبول، از آنها نتایج ناسیونالیستی نمی‌توان استخراج کرد:

1.      فرض کنید ترکی‌زبانان در گذشته به فارسی می‌نوشتند و می‌خواندند و همۀ آثارشان هم به فارسی عرضه شده است، با چه دلیلی می‌توان گفت که الی ‌الابد چنین باید باشد؟ اگر کسی بگوید که من از اجدادم شاکی و ناراضی‌ام. زیرا آنان اعتنای کافی و درخور به زبان ترکی نداشته‌اند. حال وظیفۀ من و هم‌نسلان من است که برای جبران مافات بکوشیم. "استدلال" فوق چه جوابی برای ردّ این ایده دارد؟ مگر بسیاری از ناسیونالیست‌ها، منتقد رفتار گذشتگان با زبان فارسی نیستند و آنان را به دلیل عربی‌مآبی و عربی‌نویسی آماج انتقاد قرار نمی‌دهند؟ در قرون سابقه، زبان‌های بسیاری همچون لاتین، یونانی، سانسکریت، عربی، چینی، آرامی و..زبان اهل کتابت، تفلسف و علم بوده‌اند و در خارج از قلمرو طبیعی‌شان رواج داشتند. لاتین زبان کلیسا و اهل علم و ذوق اروپا برای بیش از یک هزاره بوده و حتی تا قرن نوزدهم در مجارستان زبان رسمی بود. یونانی زبان فلسفه و علم در شرق نزدیک و جهان هلنیستی و امپراتوری بیزانس و کلیسای ارتدکس بوده است؛ عربی هم زبان اهل علم، فقاهت، حدیث و به طور کلی علوم اسلامی و غیردینی در عالم اسلام بوده و اغلب مؤلفین آثار عربی هم خود عرب به معنی قومی کلمه نبودند؛ چینی تا قرن نوزدهم در ژاپن، شبه‌جزیرۀ کره و قسمت‌های مهمی از شرق آسیا، زبان علمی، دینی و تجارت بوده و قس علی هذا.. حال این زبان‌ها در مقابل زبان‌هایی نظیر انگلیسی، فرانسه، آلمانی، روسی، ژاپنی و.. که زمانی کم‌اهمیت و عوامانه تلقی می‌شدند، عقب نشسته‌اند. آیا علّت این امر توطئه، دسیسه و دست‌های پنهان ایادی فلان بوده است؟ مسلماً نه! روال جهانی تحولات علمی، تکنولوژیک، اقتصادی و سیاسی موجب تحوّل فوق شده است که علاقه‌مندان خود چند و چون آن را در کتب مربوطه مطالعه می‌کنند.

2.      ممکن است ادعا شود که گذشتگان ترکی را زبانی علمی و توانمند نمی‌دانستند و لذا بدان نمی‌نوشتند. به عبارت دیگر ترکی زبانی ناتوان و ضعیف است. جواب ساده آن است که گذشتگان بسیاری از زبان‌های مهم امروزی را هم ناقص و ناتوان تلقی می‌کردند. کلام ابوریحان بیرونی و ابوحاتم رازی را در خصوص فارسی به یاد بیاورید. می‌دانیم که بسیاری از فارسی‌نویسان، از اینکه نمی‌توانستند به عربی بنویسند و یا برای فهم عوام مجبور بودند به فارسی بنویسند، اعتذار می‌جستند[1]. چنین نگرشی به آلمانی و زبان‌های دیگر هم وجود داشت. اما اینک خلاف اینها اثبات شده است. در وِرژنی دیگر گفته می‌شود که حداکثر ظرفیت ترکی (آذربایجانی) حیدربابای شهریار است و بیش از آن نمی‌توان به این زبان بسط داد؟ از کجا می‌دانید که نمی‌شود بسط داد؟ چه کسی از آینده مطلع است؟ آیا بر همۀ قابلیت‌ها و پتانسیل‌های ترکی وقوف و اِشراف دارید؟ مشابه ادعای شما را ابوریحان و امثاله هم مطرح کرده‌اند.. اجازه دهید مثالی قریب به زمان خودمان بزنم؛ می‌دانیم که قدیمی‌ترین منابع مکتوب کردی سورانی متعلق به قرن نوزدهم است. در دوران حکومت عراق و عهد بعثیون هم این زبان شاهد توجه نبود و بلکه تحت تضییقات قرار می‌گرفت. اما اینک پس از حدود دو دهه، در اقلیم کردستان با جمعیتی حدود 4 میلیون نفر، به زبان رسانه‌‌یی، فرهنگی و آموزشی مبدل شده و آثار ادبی و فلسفی جهان بدان ترجمه و نشر می‌شود. طبعاً در ابتدای کار صعوبت و نواقص زیادی وجود دارد و چرا نباشد؟ پیش چشم ما، فارسی با حدود یک و نیم قرن تلاش و حمایت دولتی و..در راه جذب علوم و معارف مدرن، آیا اینک با معضلات کمتری مواجه است؟ چون با حوزه‌های علوم اجتماعی، فلسفه و علوم انسانی تماسی دارم، می‌دانم که اهل ذوق و دقّت تا چه حدّ از ترجمه‎های نامفهوم، مغلوط، مبهم و گنگ در این حوزه‌ها دل پُری دارند. طبیعی است که اشکالات و معضلات به مرور کمتر می‌شود. اگر صحبت از غنای آثار مکتوب در گذشته شود-که در جای خود حائز اهمیت بوده و پشتوانه محسوب می‌شود-این سوال را می‌توان طرح کرد که آیا عربی در شرایطی بهتر از ترکی(ترکیه) و فارسی قرار دارد؟ مطمئن نیستم. گرچه عربی به سبب صیقل‌یافتگی و تکامل سیستم‌ واژه‌سازی‌اش طی قرون گذشته، امتیازاتی دارد. اما معادل‌سازی برای اصطلاحات جدید، فقط یکی از وجوه مسأله بوده و تفصیل مواجهۀ زبانهای شرقی با تمدن مدرن غربی، مستلزم تألیف مجلدات قطوری است. اجمالاً بنویسم که از دیدگاه زبانشناسی هیچ زبانی نارسا و ناتوان نبوده و جهت بیان و توصیفِ محیط و محل زندگی، شیوۀ حیاتِ اقتصادی، فرهنگی و سیاسی مردمان متکلّم بدان زبان شکل یافته است. و البته هر زبانی می‌تواند بسط یابد و شکوفا شده و برای انتقال مفاهیم، ایده‌ها و معانی متنوع توانا گردد. لذا دعوی اینکه نمی‌توان به فلان زبان بسط بیشتری داد، در بهترین حالت، از مقولۀ غیب‌گویی، آسترولوژی و طالع‌بینی است و ارزشی بیش از آن هم ندارد.

***

مابقی ادعاها هم از همین قماش بوده و سفسطه محسوب می‌شوند. زیرا توجه نمی‌کنند که از توصیف و شرح یک وضع/جریان تاریخی به یک دستورالعمل نمی‌توان رسید. عبور از "هست‌ها/است‌ها" به "بایدها" ممکن نیست. می‌توان مدعی شد که از توصیف یک وضع، شاید دهها "باید" مختلف و احیاناً متضاد قابل استنتاج است. یک قصۀ انگیزشی!: معروف است که فردی از طرف کارخانۀ تولید کفش، راهی کشوری افریقایی می‌شود تا فرصت‌های بازاریابی و تجارت را ارزیابی کند. وی با مشاهدۀ گشت و گذار بدون کفش مردم محلّی، شوکه و مأیوس می‌شود و به مقامات گزارش می‌کند که در اینجا کسی کفش نمی‌پوشد و لذا بازاری هم در کار نیست. اما رییس شرکت استنباط دیگری دارد: ما بیست میلیون مشتری بالفعل و حی و حاضر داریم!

اشاره شد که در وضع ادعایی عدم توجه به ترکی[2] می‌توان حداقل دو "باید" متضاد استخراج کرد. چه چیزی در ورای این استنباطات و وظیفه‌تراشی‌ها وجود دارد؟ بی‌شک ایدئولوژی‌ها، موقعیت‌ها/امتیازات سیاسی و اقتصادی و.. در آن دخیل است. تحلیل این مسألۀ از حوزۀ بحث حاضر خارج است. فقط اشاره کنم که ردپای ایدئولوژی‌ها را در استنباط‌ها و هدف‌گذاری‌ها می‌توان مشاهده کرد:

1.      فرض می‌کنیم سلسله‌های ترک، زبان رسمی‌شان را فارسی قرار داده بودند. آیا از اینجا می‌توان اسنتباط کرد که وضع مزبور باید ادامه می‌یافت/بیابد؟ یا نه، آن "اشتباه" به کناری نهاده شود و رویه تغییر کند؟

2.      فرض کنید آثار ترکی با اقتباس و تقلید از ادبیات فارسی خلق شده است. آیا می‌توان ادعا کرد که راه خلاقیت بسته است و ترکان نمی‌توانند/نمی‌باید ادبیات خلّاقۀ خویش را ایجاد کنند و الی الابد باید در تقلید بمانند و دست از زبان خویش بشویند؟ یا بالعکس ترکان حق دارند/باید به دنبال ادبیاتی مستقل/به دور از تأثیر فارسی باشند؟

3.      از اینکه احیاناً شعراء و ادبای ترک آثارشان را به فارسی نوشته‌اند می‌توان استنباط کرد که آنان/اخلاف‌شان تا ابد باید همین رویه را ادامه دهند؟ یا برعکس قدر زبانی مادری خویش را بدانند و کمر همّت برای خدمت به این "زبان مظلوم" ببندند؟

***

حال که وضع چندین حالت متضاد و ذوحدین و متخالف دارد، چاره چیست؟ آیا باید قبول کرد که الحق لمن غلب / هر که غالب شد، نظرش را اِعمال و یا تحمیل می‌کند؟ به نظر می‌رسد که راه‌حل و شیوۀ اجتناب از مغالطات، منحصر کردن مباحث علمی/زبانشناسی/تاریخی و. به حوزۀ خودشان و مناقشات حقوقی/اخلاقی در قلمرو خودشان باشد. این مطالب برای اهل اطلاع بدیهی است و علاقه‌مندان می‌توانند به کتب تفصیلی رجوع کنند. باری اصول بنیادین حقوق-که انعکاسی از آن را در اعلامیۀ حقوق بشر هم می‌بینیم- می‌تواند مبنا و پلاتفرم مباحث حقوقی مربوط به حوزۀ زبان و فرهنگ باشد؛ اصولی چون تساوی نوع بشر(فارغ از جنسیت، نژاد، مذهب و..)، آزادی‌های گوناگون و.. به زعم من جایگاه و استاتوس زبان ترکی با تکیه بر چنین اصولی قابل طرح و بیان است و توسل به ادّلۀ تاریخی و زبانشناسی به  دلایل مختلفی بی‌نتیجه و غیرمنطقی است؛ اولاً می‌دانیم که مباحث حقوقی و سیاسی به تعبیر فلاسفه، اموری اعتباری‌اند، حال آن که علوم دقیقه و علومی نظیر زبانشناسی و تاریخ مدعی طرح قضایایی حاکی از حاقّ واقع‌اند و تلاش می‌کنند از واقعیت‌ها("است"ها) حکایت کنند. خلط اعتبار و حقیقت یا به بیان هیوم "هست"ها و "باید"ها را قبلاً استطراداً طرح کردم. ثانیاً از آنجا که این علوم خالی از ایدئولوژی نیستند، مناقشات آنها کمتر به نتیجۀ قطعی و نهایی می‌رسد و به فرص قطعیت یافتن نتیجه، از آن نمی‌توان حقوق استخراج کرد. گاهی مزاحاً به دوستان گفته‌ام که فرض کنید اثبات کردید هخامنشیان آن گونه که کوروشیست‌ها ادعا می‌کنند نبوده و آن چنان که شما ترسیم می‌کنید، بودند. حاصل کار چه خواهد شد؟ آیا کوروشیست‌ها و آرکاییست‌ها خواهند گفت:"آهان! متوجه شدیم که ادعاهای ما اشتباه بود. بفرمایید این هم حقوق و آزادی‌های شما!". ثالثاً بسیاری از نمونه‌ها را در جهان می‌شناسیم که در آنها حقوق فرهنگی و زبانی اقوام/زبان‌هایی که قدمت‌شان قابل انکار نیست، توسط متکلمین زبان‌های جدیدتر و حتی کم‌نفوس‌تر، نقض می‌شود. مثلاً می‌دانیم که اردو زبانی بالنسبه جوان و متأخر بوده و ادبیاتش هم جدید است. حال آنکه سِندی ادبیات مکتوبی به قدمت بیش از دو هزار سال دارد و اردوزبانان کمتر از 20 درصد جمعیت پاکستان را تشکیل می‌دهند. اما حکومت فدرال، در موارد متعددی، مشکلات مهمی برای سندی‌زبانان ایجاد کرده است. چنین مسأله‌یی را در خصوص بربرهای شمال افریقا و اقوام دیگری هم مطرح ساخت. بنابراین توسل به ادّلۀ تاریخی نمی‌تواند و نمی‌باید به نتایج حقوقی ختم شود.

***

از کجا وارد شدیم و به کجا رسیدیم!. باری خوانندگان اهل فطانت سؤال خواهند کرد آن چه در این وبلاگ در باب اتیمولوژی و توپونیمی و..-نوشته می‌شود، بی‌هدف و غرض است؟ جواب را به تفاریق در مطالب متعددی آورده‌ام و بسط تفصیلی آن مجال مستقلی می‌طلبد. اجمالاً اشاره کنم که هدفم در درجۀ اوّل علمی است و تصحیح اشتباهاتی که در منابع علمی-یا دقیق‌تر شبه‌علمی-آمده و دستاویز سفسطه‌ها و مغالطات قرار می‌گیرد.


[1]  قاسم تویسرکانی، تاریخی از زبان تازی در میان ایرانیان پس از اسلام، تهران: دانشسرای عالی، 1350. صص75-367.

[2]  بحث مستوفا از این مباحث مجالی وسیع می‌طلبد. فقط اشاره کنم که اغلب این قبیل استنباط‌ها، ناشی از آناکرونیسم و نگاه به اعصار قدیم با عینک امروزی، ناسیونالیستی و مفاهیم جدید است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بیر آشیرما اوزرینه

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:جمعه 5 خرداد 1396-06:48 ب.ظ

گئچن هفته‌لرده، دوست‌لارین بیلدیرمه‌سی‌ اوزرینه، وبلاگ‌دا  چیخان یازی‌لاردان بیری‌نین، بیر درگی‎میزده باشقا بیر "یازار" آدییلا چیخدیغی‌نی اؤیرندیم. قایناق بیلدیرمه‌دن، "یازار" او یازییا بیر زادلار-داها چوخ سیاسی و حتا "جناحی"جومله‌لر- آرتیریب، یایینلایب‌دیر. اولیاء چلبی و آذریچیلیک اوزرینه اولان و آشیریلان-یعنی انتحال ائدیلن- یازینی آرخاداش‌لار واسطه‌سیله درگی چالیشان‌لاریندان سوروشدوم. منیمله دانیشاجاق‌لارینی سؤیله‌میش‌لر. اصلینده دانیشیلاجاق بیر زاد یوخ. بیر دوزلتمه یایین‌لانیر هر شئی بیتر، گئدر!

***

بوردا اوزونجا، آراشدیرما و کیتاب-مقاله یازیمی اخلاقی اوزرینه سؤزلر صرف ائتمک، اؤیوت وئرمک نیتیم یوخدور. آنجاق بعضی سؤزلری سؤیلمه‌مک/یازماماق دوغرو اولماز:

1.      وبلاگیمیزین باشلیغی‌ندا یازیلدیغی کیمی، بوردا چیخان یازی‌لاری-ایسته‌یَن، به‌یَنن، سئون وارسا- آلیب باشقا وبلاگ‌لاردا و یا درگی‌لرده یایین‌لایابیلر. بونا اذن ده گرَکمز. آنجاق یازارین/وبلاگ'ین آدینی گؤتوروب یئرینه باشقا آد قویماق، هئچ بیر قایدایا اویماز و هئج بیر ویجدانا سیغماز.

2.      بوردا چیخان یازی‌لار-یازیلان هر بیر یازی کیمی-واخت آییریب، ایللرجه دوشونوب-اوخودوق‌لاریمین ثمره‌سی‌دیر. دَیَرلی-دَیَرسیز گؤره‎بیلن‌لر اولابیلر. من ده گؤروش‌لرینه سایغیم وار. بونلاری یازیرکن بیر مادّی حتا معنوی گلیر-قازانج اوممادیم، دوشونمه‌دیم و دوشونمورم ده. یالنیزجا آنادیلیمیزه حسّ ائتدیییم بورجو اؤده‌مَک ایسته‌میشم. شؤهرت داهی ایسته‌مه‌میشم. ایتگین‌لیک، تانینمامیش‌لیق ایچینده اولسون و -فوکو دئمیشکن- آد اوزریندن ده‌ییل، یازی اوزریندن دَیَرلندیریلسین یازدیق‌لاریم، دئمیشم. اوست‌ده یازدیغیم "دوزلتمه" ایشی‌نی ده ایکی سبب‌دن اؤترو ایسته‌میشم؛ بیرینجی‌سی، یازی‌لاریم‌دا-اؤزل اولاراق-سیاست‌دن اوزاق دورماق ایسته‌میشم و ایندییه‌جن ده، اوزاق دورموشام دییه دوشونورم. اما او یازی‌نین ایچینه، سیاست قوخان و جناحلیق ایشلر و سؤزلری آندیران جومله‌لر قویولوبدور. بو اینجیدیجی‌دیر. ایکینجی‌سی، تورکلوک، تورکچولوک، تورکجه‌چیلیک، حق، دوغرولوق و.. کیمی مفهوم‌لاری اؤزونه اساس آلان بیر حرکت و یا دوشونجه، یانلیش‌لارلا گوجلنمز. تام ترسینه ضعیف‌لر. اصلینده بو یازی‌نی یازماق‌دا دوروقسادیم. ال ساخلادیم. یازسام بیری‌لری بونو آلیب باشقا یئرلره چکه‌بیلر دییه دوشوندوم. آنجاق  سون اوج دا حقیقت اورتایا چیخاجاق‌دیر و بیری‌لری‌ده گرچک‌لری قبول ائتمه‌لی و یانلیش‌لاری دوزلتمه‌لی‌دیر. یوخسا بیر یارانین اوستونو اؤرتمک، گیزله‌مک-عاییب‌دیر، گؤره‌ن، بیلن اولار دییه- سوسماق اونون توختاماسینا فایداسی اولماز، ضرری اولور. بلکه بنزر حادثه‌لر، انتحال‌لار دا آرتیر. یوخسا درگی‌لریمیزده، هر هانسی یازیمین چیخماسی منه سئویندیریجی‌دیر.




داغ کن - کلوب دات کام
گؤروش‌لر() 

دوزمجه اسکی‌چیلیک

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:سه شنبه 21 اردیبهشت 1395-10:24 ب.ظ

کورد تاریخی و کورد ادبیاتی آدلی هر هانسی کتابی اله آلیرسانیز، شوبهه‌سیز، ان اسکی کوردجه شعر اؤرنه‌یی اولاراق بیر شعر و ترجومه‌سینی گؤرورسونوز. ییرمینجی یوز ایلین باشلاریندا، سلیمانیه ولایتی‌نه باغلی هزارمرد کندینده تاپیلان و دری اوزرینه یازیلدیغی ادعا ائدیلن بو شعر کوردچولویون آنادایاناق لاریندان ساییلیر. منیم بو شعریله تانیشلیغیم، اون-اون بئش ایل اؤنجه‌یه دایانیر. او زامان ایران دیللری اوزرینه آراشدیرمالاریلا دونیاجا شؤهرت قازانمیش و یئتگی(صلاحیت) صاحبی اولان مکنزی´نین مقاله لر توپلوسونو[1] اوخویوردوم. او شعری آراشدیران مقاله سی نین آدی Pseudoprotokurdica ایدی. تورکجه‌یه چئویرمه‌یه چالیشساق بئله بیر زاد اولور؛ اسکی-کوردجمسی(Eskikürdcemsi)یازی. ـسی/ـسو اکی(اسکی تورکجه ده: -sIG) بنزرلیک بیلدیریر و اوزرینه آیرینتی‌لی بیر یازی یازاماغی دوشونورم. نه ایسه اوزون کلمه دن غرض، اسکی کوردجه کیمی گؤستریلن، اما اسکی اولمایان یازی دیر. ایندی اوزون زامان گئچمیش و مکنزی‌نین هانسی دلیل‌لره دایاناراق شعرین قوندارمالیغی‌نی گؤستردییی‌نی خاطیرلامیرام. منجه ده چوخلو دلیل‌لر اورتایا قویماق اولار. ایلک اؤنجه شعری و تورکجه‌سینی اوخوماق لازیم. شعرین اصلی سوریه ده چیخان عرب حرفلرله یازیلان بیر کورد درگیسی‌نده یاییملانیبدیر. من او متنی گؤره‌بیلمه‌میشم. کوردلرین یایینلادیغی متین لرده کیچیک فرقلر وار. آشاغیداکی ان یایقین بیچیمی دیر دییه بیلرم:

Hurmizgan riman, Atiran kujan

Wishan Shardewe gewrey gewrekan

Zorkar ereb kirne xapûr

Ginay paleyi heta Sharezûr

Jin u kenikan we dil beshina

Mêrd aza tli we ruy hwêna

Reweshti Zerdeshtre manuwe bekes

Bezeyika neka Hewrmez we hwichkes.

تاپیناق لار[هورموز تاپیناقلاری] اوچوق، اودلار سؤنوک

بؤیوک‌لرین بؤیویو گیزلندی

ظالم عرب سؤکوب-تؤکدو

شهرزوراجان یوخسول کندلری

قادینلار قیزلار دوستاق دوشدولر

ایگیت کیشی لر قان ایچینده دیر

 زردوشتون یولو کیمسه‌سیز قالدی

هورموز کیمسه‎یه آجیمادی

ادعالاره گؤره متین عربلرین "کوردیستان"ا سالدیرمالارینی وصف ائدیر و دئمک مین اوچ یوز، مین دؤرت یوز ایل اؤنجه قلمه آلینیبدیر. ادعانین یانلیش‌لیغی حاققیندا بونلاری یازماق اولار:

ا. اثرین دری اوزرینه یازیلدیغی ادعا ائدیلسه ده، هئچ بیر زامان درینی گؤره‌ن اولمامیش دیر. ایلک اولاراق سعید خان کوردستانی آدلی بیر طبیب´ین، یاییملادیغی بو شعرین هانسی یازی/خط ایله یازیلدیغی و دری نین هاردا ساخلاندیغی‌نی کیمسه بیلمز. متن'ین بیر ایلگی چکن یانی دا بوتون و اسگیک‌سیز اولماسی دیر؛ اسکی اثرلر، طبیعی ائتگین(عامل)لری تأثیری آلتیندا(یاغیش، شئه، باکتری‌لر وو...)چورور، اپرییر. آنجاق بو اثر بوسبوتون و اوخونماسیندا شوبهه اولمایان بیچیم ده الیمیزه چاتیبدیر!

2.  اثرین دیلی چاغداش اورامانجا/هئورامانجا دان فرقسیزدیر. یعنی اسکی‌لیک گؤسترن هئچ بیر سؤزجوک و یا دیل قایداسی یوخ اورتادا. حال بو کی مین اوچ یوز، مین دؤرت یوزایل اؤنجه یازیلسایدی، فرقلی اولماسی قاچینیلمازایدی. اورامانجا کوردجه ساییلماز. او بیری آدی گورانجا(گورانی) اولان بو دیل قوزئی-باتی(شمال غرب) دیللریندن اولور(تالیشجا، خالخال/تاکستان تاتجالاری، زازاجا کیمی). کوردجه ایسه فارسجا و بلوچجایا یاخینلیغی و بنزرلییی‌ندن اؤترو، گونئی دیللر آراسیندا یئر آلمالی دیر. کوردچولر، زازاجا و گورانجانی نئجه کوردجه گؤستردیک لرینی و نه‌دن بو فیکرین قبول ائدیلمز اولدوغونو آیریجا یازماق لازیم گلیر. بوردا قیساجا یازمالییسام؛ سورانیجه(ایران و عراق کوردلری‌نین دانیشدیغی دیل) اون دوققوزونجو یوز ایل ده یازییا آلینیب، کورمانججا (تورکیه و خوراسان دا دانیشیلان کورد دیلی)نین اون یئددینجی و اون سگگیزینجی یوز ایل دن اؤرنک لری وار، اما او دا ییرمینجی یوز ایل ده یازیلی دیل حالینا گلدی. گورانجا، اهلِ حق مذهبینه منسوب اولان لارین دیلی اولدوغو اوچون، اورامانجاداکی اثرلر داها اسکی دیر. نه ایسه گورانجانی دا حسابا قاتساق، گئنه ده ان آز سگگیز-یئددی یوز ایل کیمی بیر بوشلوق وار. اما شعرین دیلینده دهییشمه یوخ  سانکی. سؤزلو یاشایان دیللر، داها تئز ده‌ییشدیی نی گؤز اؤنونده توتساق، بئله بیر اثرین دیلی پهلویجه کیمی و بلکه داها دا اسکی اولاجاق ایدی .

3. اثرین یازاری هر کیم ایسه، شعره زردوشتچولوک بزه‌یی وئرمک ایستهمیش. اما زردوشتچولوک دن بیلگی‌سی آزایمیش؛ بیرینجی‌سی زردوشتچولویون معبدی/تاپیناغی "آتشکده"(ویا بنزری سؤزجوک‌لرله) آدلانیر. بونو شعرده گتیرمک اولمازایدی. چونکو آتش فارسجادیر و گورانجاسی آتیر(کوردجه‌سی: آگیر)دیر. او زامان هورموز (اورمزد) آدیندان یئنی بیر کلمه قونداریلیر: هورموزگان(هورموزگاه دئمک ایسترمیش هر حال دا). زردشتچولوک‌له ایلگی‌لی هئچ بیر قایناق دا بئله بیر آدا و یا بنزرینه راستلانماز. یازار"هورمزد زردوشتچولرین تانریسی‌دیر و اونا عبادت ائتمه‌لری گره‌کیر، او زامان تاپیناق‌لاری نین دا آدی بوردان گله‌بیلر" دییه دوشونموش اولمالی دیر. ایکینجی، زردوشتچولوک اینانجی‌ندا، اورمزد یالنیز یاخشی‌لیق و گؤزللیک‌لر یارادیر، انسانا و باشقا فایدالی جانلی‌لارا خیر یئتیریر. یامانلیق و پیسلیک ایسه اهریمن‌دن گلیر. او زامان اورمزد'ین آجیماماسی(رحم ائتمه‌مه‌سی) معناسیز. چونکو یامانلیق‌لار اوندان گلمز. باشقا یانلیش لاردا آز ده‌ییل، اما واز گئچک اونلاردان.

بعضی آراشدیریجی‌لار، اؤزللیک‌له اسلامچیلار، سعیدخان کوردستانی‌نین[کوردستان سنندج/سنهنین او بیری آدی‌دیر، کوردستانلی، سنندجلی/سنه‌لی دئمک اولور] مسیحی اولدوغونا بارماق باساراق، بو شعری اسلام قارشیتی بیر چالیشما اولاراق، و کوردلری اسلام دا آییرماق و سویوتماق اوچون قونداردیغینی دوشونوب یازارلار. من بو تیپ دلیل‌لره یاخین دوشمم. چونکو انسان لارین نیت‌لری نه اولورسا اولسون، سؤزلرینه منطقله، بیلیم و دلیل ایله جاواب وئریب دلیل‌لرینی چوروتمک گره‌کیر. بیری‌نین نیتی‌نی بهانه گؤستریب، دلیل‌لرینی یوخ سایماق بیر یانیلتماجادیر (سفسطه). بو گون بیری اسلاما قارشی اولسا و بونو آچیق-آچیق سؤیله‌سه و من بو دلیل‌لره گؤره اسلاما قارشییام دئسه، موسلمان‌لار "قارداشیم بیراخ بو آدام اؤزو دئییر اسلام قارشیتی‌ اولدوغونو، سؤزونه جاواب گره‌کمز!" دییه‌بیلمز. نه ایسه بیزده اوسته‌کی دلیل‌لره گؤره یازی‌نین قوندارمالیغی‌نی ادّعا ائتدیک.

نه‌دن شعر قبول گؤرور

شعرین قوندارمالیغی‌نی بیلن بیر چوخ کورد آراشدیرماجی وار. دیله گتیرن‌لرده وار. نه‌دن گئنه کتابلارا گیریر؟ منجه ملیتچی‌لیک دن باشقا دایاناق یوخ بونا. سون ایللرده، یوز مین کوردون زردوشتچو اولدوغو ناغیلی وار اینترنت‌ده. بوگون کؤکلو زردوشتچولرین سایی یوز مین دن بیر آز چوخ اولدوغونو و اونلارین دا چوخونون آدی زردوشتچو اولدوغونو دوشونورسک، کیم گئدیب زردوشتچو اولور، اودا یوز مین آدام؟ کوردو باشقالاریندان آییرماق اوچون "سیز اوّل‌دن فرقلی‌ایدینیز، سیزی زورلا موسلمان ائتدی‌لر"، کیمی ناغیل‌لارلا، آیریلیق‌چی حرکتلری گوجلندیرمک هدف دیر. بیر زامان "یزیدیلیک، کوردلریمن میللی دینی دیر" دئییلدی و ایش او قدر جیغیریندان چیخدی کی،، یزیدی دین آدام‌لاری اعتراضا قالخدی‌لار. سونرا زردوشتچولوک اورتایا آتیلدی. بعضی کورد یازارلار"بو شعر قوندارما اولسادا، بوگون کوردلرین اوریینده یئر آلیب، تخت قوروبدور" دئییرلر. منیم بونا یوروموم یوخ.

موغول دؤنمینه‌جن "کورد" بللی بیر اولوس/قوم ده‌ییل، کؤچه‌به، کؤچری، عشیرت اولاراق، ائلات بیچیمی‌نده یاشایان(و داها چوخ ایران دیللرینده دانیشان خالق لارا)وئریلن عمومی اولدوغو گرچه‌یی گؤز اؤنونده توتارساق، او زامان بئله بیر اثرین وارلیغی اثباتلانسادا بئله، کوردلره عاید اولماسی ادّعا ائدیله‌بیلمز. اسلام جوغرافیاچی لاری‌نین اثرلرینده، زموم اکراد(=کورد /کؤچری چادیرلاری) داها چوخ فارس بؤلگهسی، و شبانکاره ناحیه سینده گؤرولور. دیلم‌لره، "اکراد طبرستان" دئییلدییی مشهوردور. حتی حمزه اصفهانی‌نین مشهور تاریخ کتابی‌ندا(تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء علیهم الصلاه و السلام) پارسلارین/ساسانلی‌لارین، عربلره "اکراد سورستان" (عراق/آسور کؤچری‌لری) دئدییی‌نی یازار(کانت الفرس تسمی الدیلم الاکراد طبرستان کما کانت تسمی العرب اکراد سورستان).

دوشوندویوم

اوسته یازدیق‌لاریم بیلینن گرچک‌لردیر. آنجاق یازماق ایسته‌دیییم بیر باشقا دوشونجه اوچون بو یازینی قلمه آلدیم: ایلک دفعه شعری اوخورکن، منه تانیدیق گلدی. تانیشسادیم. باشقا بیر یئرده بونا بنزر بیر شئی اوخوموشام دئدیم. سونرالاری خاطرلادیم؛"ابر مدن-ی شاوهرام-ی جاوید"(اؤلومسوز شاه‌بهرام‌ین گلیشی) آدلی پهلویجه شعر. بو شعر اون دوققوزونجو یوزایل ده جاماسپ-آسانا طرفیندن یایینلانمیش ایدی[2] و ایران‌دا فارسچی‌لیق و ایرانچی‌لیغین جانلانماسی دؤنمی‌نده، سئویلیب، یاییلیردی. منجه بو شعر و عرب قارشیتلیغی سؤیلمی(گفتمان) ائتگی سی آلتیندا سؤیلنمیش اولابیلر. او زامانلار، اورامن/اورامان بلگه لری(Avroman Documents) آدلانان، یونانجا و پارتجا اوچ بلگه و آلیش-وئریش سندی ده بیر کؤهول ده تاپیلمیشدیر. آراشدیرماجی لار، دری اوزرینه یازیلان بو بلگه لرین الهام قایناغی اولابیله‌جک لرینی ده دیله گتیرمیشلر.

"اؤلومسوز شاه‌بهرام‌ین گلیشی" آدلی شعرین تورکجه سیله بو یازییا دا سون قویمالییام. متن‌ین بیر چوخ فارسجا چئویریسی وار. فرقلی اوخویوش‌لار دا وار. آما متین آنلاشیلیردیر و چتین‌لیک‌لر آز ساییلیر.

هاچان گله‌جک هیندیستان دان خبرچی

کیان تؤره‌مه‌سی شاه‌بهرام گلدی دییه

مین فیللی، باشلاریندا فیلچی‌لری

شاه‌لار کیمی بَزنمیش‌ بایراغی‌نی

سوباشی‌لاری[سپاهسالار] قوشون اؤنونده گؤتورورلر

خبرچی[ایگیت؟] دیلماج گؤندریلمه‌لی

گئدیب هیندولارا دئمه‌لی

نه‌لر گؤردوک بیز عرب‌لر چؤلوندن

بیر بؤلوک ایله دینی آغلار قویدولار

اؤلدوردولر باش‌شاهیمیزی[شاهانشاه]، ایگیت‌لری

دئولر کیمی دین‌لری، ایت کیمی یئییرلر چؤرک‌لرینی

خسرولاردان شاهلیغی قاپدی‌لار

باشاریق‌لا[هنر] ده‌ییل، ارلیک‌له[مردمی] ده‌ییل، یئرگی[افسوس] و آلای ایله آلدی‌لار

زوربالیق ایله آلیرلار آدام لاردان

قادین‌لاری، شیرین مال‌لارینی، باغ‌لارینی، یئمیش‌لیک‌لرینی[بستان]

یئرینه جزیه قویدولار آدام باشینا

ایسته‌دی‌لر آغیر وئرگی ده

باخ نه پیس‌لیک‌لر یایدی او یانلیشچی[3] بو دونیایا

اوندان داها یامان اولماز دونیادا.

بیزیم اؤلومسوز، کیان تؤره‎مه‌سی شاه‌بهرامیمیز گلینجه

اؤج[کین/انتقام] آلاریق عرب‌لردن

روستم‌ین یوز سیاوخش اؤجونو آلدیغی کیمی

سؤکریک مسجدلری، تیکریک اودلاری

بوتلوق‌[4]لاری قازیب، دونیانی آریندیراریق

یانلیشچی‌لاریـ[ن کؤکونو] بو دونیادان قازاریق

   سئوینج‌ایله، دینج‌لیک‌له بیتدی.[بو یازینی قویوب گئدن، اؤلومسوز اولسون! بئله اولسون!]



[1] David Neil MacKenzie, Iranica Diversa, Rome: Istituto italiano per l'Africa e l'Oriente, 1999

 

[2] Jamasp-Asana, Pahlavi Texts, Bombay, 1897.

[3]  دروز/دروج چئویریسی. زردوشتچولوک ده، اهریمن‌چی‌لره، یعنی اهریمن و اونون یایدیغی یانلیش دوشونجه‌لرینه اینانیب و اونون یولونو توتان‌ دئولره ده دروج دئییلیر.

[4]  اوزدیسزاری/بتخانه




داغ کن - کلوب دات کام
گؤروشلر() 

بابکچیلیک اوزرینه

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:جمعه 17 اردیبهشت 1395-11:04 ب.ظ

بو وبلاگ دا سیاسی یازیلار یازمایاجاغام دییه سؤز وئرمیشم، سؤزومون ده اوستونده‌یم. بو یازی، سیاست باخیمی‌ندان ده‌ییل، دوشونجه و کولتور آچی‌سیندان اوخونمالی دیر. اؤیرنجیلیک ایللرینده یعنی یئتمیشلی ایللرده، بابکچیلیک آدلاندیردیغیم آخیم اورتایا چیخدی. بابک، داها اؤنجه ده اؤنملی شخصیت ساییلیردی. اما بوردا دوروم بیر آز فرقلی ایدی؛ انسانلار بابک قالاسیندا توپلانیب، سیاست، دیلیمیز و کولتوروموز حاققیندا ایستک‌لرینی و گؤروشلرینی دیله گتیریردی‌لر. بو ییغینجاق لار، فستیوال و شنلیک هاواسیندا گئچیردی بعضدن. اعتراف ائتمه‌لییم کی بو توپلانتی لارا قاتیلمادیم. یولون اوزاقلیغی کیمی مساله لر بیر یان دا دورسون، من بابک ایله اؤز آرامدا بیر باغ قورابیلمه‌دیم. نه بابکین سوی کؤکو، نه اینانج‌لاری، نه کیشیلیک و شخصیتی و نه ده داورانیش لاریندا منی جلب ائده‌جک بیر شئی گؤره‌بیلمه دیم.

1.        بابکین تورک اولمادیغی گوجلو احتمال دیر[1]. بونو آچیقلاماق و آچیشدیرماق اوچون اوزون-اوزادییا یازماق لازیم. بیر جومله ایله گئچرسک؛ بابکین تورکلویونو ادّعا ائدن تک بیر کلاسیک قایناق یوخدور . بابک/ پاپک آدی آچیقجا پهلویجه دیر و بای‌بک یاراشدیرماسی هر باخیم دان قبول ائدیلمزدیر. بئله دئیینجه بیر سورغو گله‌بیلر عقل لره: بیر آدامین سئویلیب، ایزلنمه‌سی اوچون تورک اولماسی می گره‌کیر؟ یوخ البته! آنجاق او آدام دا بللی اردم لر و اؤزللیک لر اولمالی دیر. مثلا من گاندی نین دوشونجه لرینی و داورانیش لارینی دوغرو ساییب سئویرم و سئودیرمک ده ایسترم. آما بابکین هانسی دوشونجه سینی، اینانجی‌نی(اورتایا آتمیشسا) سئومه‌لییم؟ بوشقابا قویمالی هانسی داورانیشی وار؟ بیر آدام مارکسچی، لنینچی اولابیلر. نه‌دن لنینچی‌لیک و مارکسچیلیق دییه سوروشسالار، ایشچی لره، ازیلمیش‌لره قورتولوش و گؤزل بیر گله‌جک وعد ائدیر، دییه بیلر(بو گؤستریلن یولون دوغرو و نتیجه‌لی اولوب اولمادیغی بحثی آچیق دیر). اوسته‌لیک بابکچی دوستلار اوندان تورکلوک و تورکچولوک اوچون فایدالانماق نیتینده ایدی‌لر.

بوگونکو معناسییلا، شوبهه‌سیز بابک، تورکچو، فارسچی، ایرانچی، عربچی و یا بنزری ملیتچی‌لییه اینادیغینا هر هانسی بیر دلیل یوخ الیمیزده. هر نه قدر بابک و بنزری قالخیشمالاری، ملیتچی-اولوسچو گؤزلوک‌لرله یوروملاماغا قالخان‌لار اولسادا، ملیتچی‌لیک او زامان اوچون آنلامی یوخ ایدی و اولوسچو یوروملار زامان چاشیمی(Anachronism) ساییلمالی دیر. منیم تاریخی قایناقلاردان آنلادیغیم قدری ایله، بابکین باغداد خلیفه‌سی ایله چاتیشماسی، بیر گوج چکیشمه سی و گوجشمه‌دن عبارت دیر.

2.        اینانج مساله سینه گلینجه، بابک و منسوب اولدوغو خرمدین‌لیک و جاودانی‌لیک حرکت‌لرینده حلولی دوشونجه لری یایقین دیر. یئرلی اینانج‌لارلا، هیندیستان، اورتاشرق و اسلام اینانیش‌لاری‌نین قایناشماسی‌ندان اورتایا چیخان بو "درلمه‌چی"(eclecticism)  قالخیش‌لارین بیر چوخ بنزری وار او دؤنم ده. بوگون بئله بیر دوشونجه سیستمی‌نین قبول ائدیلمه‌سی و دیله گتیریلمه‌سی دوشونولمز.

داورانیش لارا گلینجه، تاریخی قایناق لاردا و ارمنی تاریخچی لری نین یازدیق لاریندان آنلاشیلان، بابک ایله باشقا یئرلی حاکم‌لرین آراسیندا بیر فرق یوخدور. بیری لری چیخیب "قارداشیم! بو تاریخچی‌لر، خلیفه‌چی ایدی و یا ارمنی ایمیش‌لر. بونلارین بابک‌دن مثبت یازمالاری گؤزلنمز" دئسه، جاوابیم بودور:" سیز بو قایناق‌لارا گوونمه‌مک‌ده حاقلی اولابیلیرسینیز. آنجاق هانسی قایناق‌لارا دایاناراق اردملرینی، انسانلیغی‌نی و کیشیلییی‌نی اؤنه چیخارسینیز؟".

بیر آذربایجان تورکو شنلیک لر، بایرام لار و توپلانما فرصت‌لری تاپماق دا چتین‌لیک چکمز؛ قهرمانچیلیق مساله سینه، گلیرسک سانیرام بو مدرن دونیادا قهرمانچیلیق و اسکی چاغلاردان انسان لار سئچیب، شیشیرمک، پیغمبرلشدیرمک، تانریلاشدیرماق وو....آنلامسیز حالا گلیبدیر. کوروشچولوغون گولدوروجو-آغلادیجی (تراژیکومیک) دورومودان بوردان قایناقلانیر. هگل'ین رومان حاققیندا چوخ معنالی بیر سؤزو وار:"رومان بورژوا/بورژوازی‌نین حماسه‌سی دیر". مدرن چاغ دا، رومان قهرمانی، سیرادان انسان دیر و بو سیرادان انسان‌لارین یاشامی، دوشونجهسی، ایلنجه‌لری، سیخینتی‌لاری، چکینجه لری، قایغی لاری وو..تحلیل مرکزینه اوتوردولور. بنزر شکیل‌ده دموکراسی ده اصلینده بو سیرادان، یاییلمیش و هر یئرده گؤرولن انسانین حؤکم ائتمه‌سی دیر. بو باخیم دان سیرادان بیر انسان، بیر قهرمان اولاراق، بابکین کیشی‌لییی‌نی، شخصیتی‌نی آراشدیریب ادبی و یا علمی اثرلرده اورتایا قویماق اولار. من یاییملانان یازما (خطی) اثرلری، خرمدینلیک حرکتی ایله و بابک قالخیشی ایله یئنی بیلگی‌سی اولار دییه آراشدیرارام. آنجاق بو بیر دوشونجه آراشدیرماسی، تاریخ آراشدیرماسیندان عبارت اولور.

"تورکلویو یوکسلتمک، گلیشدیرمک، دیلیمیزه و مدنیتی‌میزه خدمت ائتمک اوچون قهرمانسیز حرکت ائتمک اولماز" دییین وارسا، جاوابیم بو:" تورک افسانه/سؤلجک‌لرینده‌کی قهرمانلاردان سئچیب، ادبی اولاراق اوزرینده ایشلنه‌بیلر." دده قورقوت، اوغوز قاغان دستانی، کوراوغلو و...کیمی اثرلر بو یولدا قایناق ساییلابیلیر. آنجاق بیر داها تکرارلامالییام: پیغمبرلشدیرمک، دینلشدیرمک، تانری‌لاشدیرماق، ایدئولوژییه چئویرمک یانلیش اولور، گولونج اولور. بوگون بعضی کوردلرین "بیزیم اسکی دینیمیز زردوشتچولوک دور، دئمک کورد زردوشتچولویه دؤنمزسه قورتولوش یولونو تاپابیلمز" دئمه‌لری و یا یزیدیلیک اینانجی‌نی (کلمه‌نی ایزدیلیک و یا ائزیدیلیک ائتمک صورتیله) کوردلرین اصلی-اؤزگون اینانج لاری اولدوغونو دوشونن‌لرین نه قدر آنلامسیز، چاغدیشی، گولونج دوروما دوشدوک لرینی گؤروروک. کوروشچولوق دا بئله بیر دوروم دور.

قیساجاسی، بابکچیلیک یئرینه دیلیمیزی یوکسلتمک، یایماق، تانیتدیرماق، سئومک-سئودیرمک، اونا اثرلر  قازاندیرماق، ائل آراسینداکی سؤزجوکلری، اینانج لاری، ناغیل لاری، آتاسؤزلرینی وو..توپلاماق، تانیتماق و بو کولتورون درین‌لیک لرینه ائنمک و باشقالارینا گؤسترمک، بو دیلی رادیو دیلی، تلویزیون دیلی، موزیک دیلی، علم دیلی، فلسفه دیلی، دین دیلی وو..اولاراق گلیشدیرمک و یاشاتماق اساس قهرمانلیق ساییلمالی‌دیر. اصلینده تورکجه نین قهرمان اولدوغونو گؤرمک و گؤسترمک ان دوغرو ایش و ان فایدالی هدف اولدوغونو دوشونورم. سون اولاراق بونودا یازمالییام: بابکچی‌لیک ایستر-ایسته‌مز سیاسی‌لشیر. بو دورومون دا ضررلی اولدوغو معلوم دور و اساس ایش‌لره یؤنلمک دن قویور. آیریجا بابکین بوتون ایران تورک لری نین بیربیرینه یاخینلاشدیرماق و بیرلشدیرمه‌سی آماجینا خدمت ائدهبیلمیه‌جه‌یی آچیق دیر.

بو سؤزلردن اینجیین‌لر اولابیلر. اونلارین دا دوشونجه‌لرینه سایغیم وار. آنجاق گرچک گؤردوک‌لریمی یازماغین داها فایدالی اولدوغونو دوشونورم.



[1]  قایناق لارا گؤره بابکین سویو قاریشیق دیر. بیر یان دان عرب بیر طرف دن ایسه یئرلی دیر. یالنیز بابک سوباشی لاری(فرمانده) آراسیندا بیر ترخان وار. بو لقب آد اولاراق دا گؤرولور و بولگۀ گلمیش تورک‌لردن اولابیلر.



نوع مطلب : اینانج  دوشونجه 

داغ کن - کلوب دات کام
گؤروشلر() 




Admin Logo
themebox Logo