تبلیغات
قوپونتولار: تورکجه اوزرینه دوشونمه لر - مطالب ابر اسامی مغولی

قروه و داشکسن

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:جمعه 2 اسفند 1392-02:19 ب.ظ

حسب اطلاع من تا به حال تحلیل قابل قبولی از اسم قروه ارائه نشده است. در این مطلب مختصر بعد از بیان چند اتیمولوژی غیر معتبر از اسم مزبور، تلاش میشود، اتیمولوژی صحیح ارائه شود.

4 نقطه در ایران، با اسم قروه شناخته میشود:

1. شهر قروه که در عین حال مرکز شهرستان قروه از توابع استان کردستان است. اکثریت اهالی شهر قروه کردزبان اند اما بسیاری از روستاهای اطراف و اهالی شهر هم ترکزبان اند

2. قروۀ درگزین(یا با تافظ محلی:دره‌زین däräzin) که تابع شهرستان رزن استان همدان و ناحیه یی ترک‌نشین است

3. قروۀ همدان در جوار شهر همدان و در دشت مریانه(مریانج) که آنجا نیز منطقه‌یی ترک نشین است.

4. قروه روستایی از توابع شهرستان ترک نشین استان کرمانشاه است.

 همۀ این چهار نقطه در محدودۀ جغرافیایی نسبتاً نزدیک به هم قرار دارند.

تحلیل های غیر معتبر

از اتیمولوژی های عامیانه (نظیر: قُراء/قریه عربی و ..) صرف نظر میشود زیرا که بدیهی البطلان اند. یکی از حیرت انگیزترین تحلیل های اتیمولوژیک متعلق به محقق همدانی پرویز اذکایی(سپیتمان) است که آن را از گوربگ (خداوند یا صاحب گورخر) میداند[i]. البته این اتیمولوژی همانند اغلب تحلیل‌های لغوی و اتیمولوژیک آقای اذکایی، حداقل انطباق را با قواعد زبانشناسی ندارد و از مقولۀ تحلیل ذهنی با تکیه بر سندروم کشف عناصر باستانی است. اینکه گوربگ با چه لطایف‌الحیلی به قروه، آن هم در چهار نقطۀ مجزا، مبدل میشود، معلوم نیست.

تحلیل دیگر متعلق به آقای مهران بهاری است. بهاری، قروه را که کردها و ترکان محل qurva تلفّظ می کنند به معنای نهال و ترکی میداند. این معنا را برای نهال در جایی ندیده ام، ممکن است لغتی محلی باشد که در آن صورت برای آنالیز اسمی در چند نقطه مناسب نخواهد بود. البته آقای بهاری با اشاره به اینکه در مغولی قوروا به معنای عدد سه است، احتمال مغولی بودن اسم را مطرح کرده اند[ii]. به عقیدۀ من قوروا/قروه مغولی است اما نه مشتق از قوربا(ن) به معنای عدد سه.

تحلیل قروه

به زعم من qurva از مصدر مغولی qurbi-/γurbi- مشتق شده است. فعل مذکور به معنای بریدن و تراشیدن است. برای قوروا که شکل قالموقی/اویراتی کلمه است دو معنا ذکر شده است: سنگ چخماق و تراشـ(یدن)[iii]. در لهجه های مغولی تفاوتهای جزئی در تلفظ کلمه دیده میشود.

با آنکه اطمینان کافی ندارم اما احتمال زیادی وجود دارد که قوورا(qovra) در ترکی آذربایجان و لهجۀ کرکوک (که ضبط qavra در آن مشکوک به نظر می‌رسد[iv]) با قوروا رابطه یی وجود داشته باشد و اشکال سمانتیک و مورفولوژیک در این ادعا دیده نمی‌شود. لفظ قوورا هم در میان لغات قدیم ترکی مشاهده نمی‌شود و لغت ترکی اصلی برای آن تؤرپو/تؤرپی/دؤرپو(törpü/dörpü) است.

اگر تحلیل فوق الذکر قابل قبول باشد؛ قروه به معنای (سنگ) تیز و بریده شده را خواهد داشت. به احتمال زیاد از این معنا کم کم به معنای معدن(سنگ) نزدیک میشویم که با توجه به کوهستانی بودن نقاط فوق و وجود معادن در آنجاها قابل قبول و محتمل به نظر میرسد.

قروه و داشکسن

تصور می‌کنم مؤید تحلیل فوق اسم رایج داشکسن در نقاط ترک نشین ایران است که تطور و تحول مشابهی را طی کرده است. تا آنجا که منابع موجود در اختیار من نشان میدهند نقاط زیر اسم داشکسن دارند:

1. روستایی از بخش مرکزی و دهستان شیرامین شهرستان آذرشهر.

2. روستایی از بخش مرکزی و دهستان گرجی شهرستان بویین و میاندشت(فریدن) استان اصفهان(اکثریت گرجی و شیعه اند اما اقلیتی ترک و ار هم در روستا وجود دارد).

3. از بخشهای جمهوری آذربایجان واقع در مرز ارمنستان.

4. روستایی  در جوار اردبیل که اینک به شهر پیوسته است.

5. روستایی در اطراف زنجان در سلطانیه که تصور میرود معبدی صخره یی باشد.

6. روستایی از توابع دهستان اوزومدیل شهرستان ورزقان.

7. اسم روستایی از توابع میاندواب

8. اسم روستایی از توابع مشکین شهر

9. اسم روستایی از توابع چاراویماق(هشترود)

10. اسم روستایی از توابع میانه

11. اسم روستایی از توابع قروه که معدن طلای ساری گونای/گونئی آن شهرت دارد. این ده در سال 1369 با تصویب کابینه از کبودرآهنگ(کؤورنگ) همدان منتزع و به قروه ملحق شده است.

12. اسم روستایی از توابع ماکو(سیه چشمه/قره عینی).

این اسم هم که لفظاً به سنگ‌بُر قابل ترجمه است، به تدریج معنای معدن سنگ (و احتمالاً با توسعۀ معنایی: معدن) را کسب کرده است. زیرا در عموم این "داشکسن"ها معادن و بالاخص معدن سنگ وجود دارد. بدین ترتیب میتوان مدعی شد که داشکسن و قوروا در واقع معادل های ترکی و مغولی برای یک مفهوم است.  اسم قوروا، یادگار دوران اقامت عشایر و طوایف مغول در این نواحی است. البته نواحی مزبور باید از حیث توپونیم های مغولی بررسی شود. این احتمال هم منتفی نیست که قوروا دخیل از مغولی در ترکی بوده باشد. فرم مغولی، همانطور که در بالا اشاره شد قالموقی و اویراتی است و این نکته با شواهد تاریخی حضور و سکونت اویرات‌ها(oirats) در ایران و نواحی مطابقت میکند.



[i]  اذکایی، پرویز، همدان نامه (بیست گفتار دربارۀ مادستان)، همدان: نشر مادستان، 1380. ص 142.

[ii]  بهاری، مهران، بخشهای ترك نشین و آزربایجانی استان كردستان؛ http://bicar-qorve-az.blogspot.com/ تاریخ: ٠٧ یئلین آی، ٢٠٠٥ (تویوق ایلی)

iii] S. A. Starostin, A. V. Dybo, O. A. Mudrak, An Etymological Dictionary of Altaic Languages, Leiden:B rill, 2005. p.556

[iv]Derleme Sözlüğü(Xİİ), Ankara: TDK yayinlari, 1982. S.4538.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تحلیل اتیمولوژیک اسم نوجه‌ده، نوغادی و نقده

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:پنجشنبه 24 مرداد 1392-09:55 ق.ظ

مقدمه

اولین بار که حدود ده سال قبل با اسم نوجه‌ده(نزدیک تبریز) در کتاب مرحوم جمال ترابی طباطبایی[i] آشنا شدم، اسم برایم عجیب و  حیرت‌انگیز بود. زیرا می‌دانستم که پسوند جه/جا در اسامی جغرافیایی ترکی به وفور مشاهده می‌شود. اما چنین پسوندی در فارسی کاربردی ندارد، حال آنکه دو جزء اصلی اسم فارسی به نظر می‌رسیدند. از طرف دیگر فرم ظاهری اسم آدمی را به یاد نام‌هایی چون ینگیجه/ینگجه/ ینگی‌کند/ تازه‌کند می‌اندازد که تعداد آنها در مناطق ترک‌نشین ایران، در مجموع بیش از 150 مورد است.


[i]  مسجد صفوی خسروشهر (خسروشاه)،تبریز: انتشارات مهد آزادی، 1382.


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo