تبلیغات
قوپونتولار: تورکجه اوزرینه دوشونمه لر - مطالب ابر كلمات دخیله

بورساق

نویسنده :محمد اردم
تاریخ:جمعه 9 خرداد 1393-03:45 ب.ظ

 

بورساق نان سنتی و سوغاتی بیجار و همدان محسوب میشود اما در سایر نقاط هم بورساق تهیه میشود. در لرستان و بالاخص نواحی روستایی، بورساق به عنوان كلوچه یا نان محلی معروف است. ارامنة ایران نیز در عید كریسمس بورساق را در منزل تهیه می كنند. در ایلام هم بژبورساق وجود دارد كه كمابیش مانند بورساق پخته میشود. در مازندران هم، به روایت واژه نامة تبری(=طبری) بورساق به صورت نان سنتی موجود است.

خارج از ایران، در سراسر آسیای مركزی، نان بورساق مشهور است. چارلز پری(Charles Perry ) كه تحقیقات مفصلی در خصوص طباخی و مطبوخات خاورمیانة اسلامی و آسیای میانه دارد در مقالة "غذاهای غلّاتی تركان قدیم"می نویسد كه بورساق در تمام مناطق آسیای مركزی با چای صرف شده و همراه مسافرین به عنوان غذا و توشة راه استفاده میشود. تاتارها آن را به صورت سكّه، باشقیرها به شكل كلوچة انگلیسی-ایرلندی بان(bun)، ازبكها به صورت گلوله می پزند. قزاقها، اشكال متنوعی از ورآمده و ورنیامدة(unleavened)آن را، به فرمهای دایره، مربع، بیضی و مثلّث تهیه میكنند.

نزد اقوام مغول هم بورساق به اشكال مختلف دیده میشود. در خالخا(مغولی رسمی و استاندارد معاصر)، بورساق به معنای نان و كیك، در مغولی اوردوس(Ordos)، در معنای كیك(گاتو) و در لهجة قالموق "نان تُنُك سرخ شده در مایع آرد و ادویه" است. فارسی زبانان افغانستان هم، خمیر را با مایه ور می آوررند، اما فرصت بالا آمدن نمی دهند و تكه های درشت خمیر را روی الك می غلتانند تا نقش و نگار مضرّسی روی آن ظاهر شود. این لغت در زبان سیبریایی ووگول(Vogul) هم دخیل شده است. و باید افزود كه در میان اویغورها نیز بورساق به عنوان نان سنتی و شیرینی برای برای پذیرایی از میهمانان تهیه میشود.

منشاء لفظ بورساق

ظاهراً بورساق در متون كلاسیك فارسی ضبط نشده است. قدیمی ترین منبعی كه در آن ذكر بورساق آمده "التحفة الزكیه فی اللغه التركیه" است كه شامل لغات تركی اوغوزی/تركمانی و قپچاقی است. التحفه بورساق را "لفظ تاتاری" و "نوعی نان" دانسته است. پری فرم بورساق را، احتمالاً به اتكای این متن، فرم عثمانی تلقی كرده و امكان دخیل بودنش را مطرح كرده است[1]. اشارة مؤلف التحفه، احتمال دخیل بودن لفظ از مغولی را تقویت میكند. حذف صدای ġγ/ بین مصوتین در مغولی میانی نرمال و قاعده است.

فرم بژبورساق هم به احتمال قوی عطف متردافین است. زیرا بژ مستقلاً در كرمانشاه و نواحی مجاور نوعی نان محلی شبیه بورساق است. در لهجه های كردی ایران فرم ورساق نیز ملاحظه میشود كه تحول فونولوژیك آن قابل فهم است. اما منشاء نهایی اسم كجاست؟

پری فرم بوغیرساق(boġırsaq) را اصلی و قدیمی می داند. این لفظ در تركی قدیم معادل باغیرساق(=روده) بوده است. آیا اطلاق این اسم به لحاظ شكل تهیه این نوع بوده؟ مطمئن نیستم. اما مترداف دیگر روده در تركی سوجوق(sucuq) است كه آن هم به مرور زمان تغییر معنا داده، ابتدا به رودة پرشده از گوشت پخته و ادویه جات‌(شبیه سوسیس های امروزی) و بعدها به صورت نوعی شیرینی شبیه شكل روده، در آمده كه در نقاط زیادی و مشهورتر از همه در مراغه تهیه میشود.

نكتة عجیب‌تر آنكه امروزه بورساق در آذربایجان و آناتولی شناخته شده نیست. با آنكه چارلز پری فرم بورساق را موجود در عثمانی تصور كرده، نه در درلمه سؤزلویو و نه در تاراما سؤزلویو و نه در سایر لغتنامه های تركی غربی اثری از بورساق نمیتوان یافت. لذا فرم بورساق را باید قپچاقی دانست و نه اوغوزی. حدسم آن است كه این لفظ در لهجات غربی ایران دخیل از مغولی یا قپچاقی است. شواهدی دالّ بر سكونت اقوام مغول در این نواحی، قبلاً در وبلاگ قوپونتولار(پُستهای "قروه و داشكسن"، "قافلانتی") ارائه شده وشواهد توپونیمیك دیگر هم آن را تایید میكند. احتمال انتقال این نوع نان از مغولی به زبانهای محلی زیاد است. زیرا با عنایت به نكتة فوق، ورود آن از كانال تركی(آذربایجانی یا آناتولی) منتفی به نظر میرسد. در مازندران و شاید نواحی مجاور، احتمال ورود كلمه از لهجات تركی شرق، نظیر ازبكی، وجود دارد.

بدین ترتیب بورساق یكی از كولتور-ورت هایی شده است كه اینك در تعدادی لهجات زبان اصلی فراموش شده، اما در نقاط دیگر و سایر السنه به حیات خویش ادامه میدهد.

 



[1]  Perry, Charles "Grain Foods of the Early Turks", in: Food in Motion: The Migration of Foodstuffs and Cookery Techniques (Proceedings: Oxford Symposium 1983), ed. by Alan Davidson (Leeds: Prospect Books, 1983).  Pp.15-6.



نوع مطلب : توركجه  اتیمولوژی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo